مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٠٢
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٧٠٢
است، و کدام یک امری نسبی و منتزع از خارج. وقتی دقت کنیم میبینیم خروج از قوه به فعل که اسمش «حرکت» است امری است که موجود است به وجود منشأ انتزاعش. مکرر گفتهایم حرکت مثل حدوث است. امثال این امور در خارج وجود دارند ولی نه به این معنا که خودشان پدیده خارجی باشند، بلکه به این معنا که نحوه بودنِ یک پدیدهاند. وقتی شیئی نبوده و بعد پیدا میشود، حادث در خارج وجود دارد و خود حدوث هم در خارج وجود دارد، ولی نه به این معنا که دو امر در خارج وجود دارند، بلکه وجود حدوث عین وجود حادث است. حال اگر حدوثْ تدریجی باشد باز هم وجود این حدوث تدریجی عین وجود حادث است، نه اینکه وجودی داشته باشد ماوراء وجود حادث.
بنابراین شما نمیتوانید در مقابل متجدد (یعنی الأمر الخارج من القوة إلی الفعل) و در مقابل ما فیه الخروج من القوة إلی الفعل، شیء سومی را با حکم جداگانه در نظر بگیرید و اسمش را «حرکت» بگذارید و بعد بگویید «حرکتْ نفس تجدد است و تجدد ذاتی[١] حرکت است و اصلا مفهوم حرکتْ تجدد است، و چیزی که
ماهیتش ماهیت تجدد است، برای رابط بودن کافی است».
مرحوم آخوند در جواب کسانی که حرکت را رابط میان متغیر و ثابت میدانند، میگویند: آن چیزی که تجددْ ذات آن است، علاوه بر متجدد و ما به التجدد حکمی ندارد. ما باید چیزی پیدا کنیم که تجددْ ذاتی آن باشد، به این معنا که خودش واقعیتی باشد که لازمه ذاتش تجدد باشد، نه اینکه تجدد عین آن باشد؛ و این چیزی نیست جز جوهر.
اشکال[٢]
بعضی به ایشان ایراد گرفتند و گفتند: ما قبول کردیم تجدد بما هو تجدد نمیتواند رابط باشد چون خودش مستقلا چیزی نیست، ولی شما در باب حرکت وضعیهای که قدما قائل بودند چه میگویید؟ در حرکت وضعیهای که قدما به آن قائل بودند
[١] . مقصود از «ذاتی» در اينجا «ذاتی» باب ايساغوجی است؛ يعنی تجدد، ذات حركت است؛ الحركة هوالتجدد؛ تجدد را به حركت ندادهاند، بلكه خودش تجدد است.
[٢] . [اين اشكال همان اشكال دوم است كه در آخر جلسه قبل مطرح شد و جواب آن را به اين جلسهموكول كردند.]