مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧٦
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٦٧٦
فاعل) بدانیم لازمهاش محدود بودن اثر قوه است که مدعای ما همین است. قابل و قاسر و امر طبیعی هم، گفتیم نمیتوانند منشأ اختلاف باشند. پس میان ]تأثیر این دو قوه[ حتما اختلاف هست و منشأ این اختلاف هم جز اصل قوه چیز دیگری نیست. «اصل قوه» یعنی مقدار قوه. مقدار قوه اگر زیاد باشد اثر بیشتر است و اگر کمتر باشد اثر کمتر است. پس مقدار قوه اگر بیشتر باشد اثر در مدت بیشتری ادامه پیدا میکند و مقدار قوه اگر کمتر باشد اثر در مدت کمتری ادامه پیدا میکند.
مناقشه
در اینجا هم مناقشهای نظیر مناقشهای که در حرکت قسری گفتیم قابل طرح است. در فصل قبل گفته شد که هیچ حرکتی بدون معاوق در عالم وجود ندارد، نه حرکت طبعی و نه حرکت قسری، و همیشه حرکت در میان قوه محرک و قوه مانع وجود پیدا میکند. منتها گفتیم که در حرکت قسری همان طبیعت مقسور برای معاوقه کافی است، ولی در حرکت طبعی معاوق یک امر خارجی (یعنی ملأ خارجی) است.
حال ممکن است مستشکل این طور بگوید: ما قبول داریم که میان جسم عظیم و جسم صغیر که هردو با حرکت طبعی در حرکتاند اختلاف است، ولی ضرورتی ندارد که این اختلاف در مدت باشد تا لازمهاش تناهی مدّی باشد، بلکه ممکن است اختلاف در سرعت باشد. خود شما در فصل قبل گفتید که محدّد سرعت در حرکت طبعی معاوق بیرونی است. جسم عظیم چون حجمش بیشتر است معاوق ]بیرونیاش[ بیشتر است و جسم صغیر چون حجمش کمتر است معاوق بیرونیاش کمتر است. پس بین اینها اختلاف هست و منشأ اختلاف هم معاوق است و تأثیری هم که معاوق میگذارد، در سرعت است نه در مدت.
در اینجا حتی میتوان این طور گفت: میان این دو جسم از نظر سرعت هم اختلافی وجود ندارد و هردو با سرعت واحد حرکت میکنند و نیز هردو حرکتِ غیرمتناهی مدةً انجام میدهند، ولی باز هم لازم نمیآید کل و جزء اثر مساوی داشته باشند، بلکه اثر کل بیشتر از اثر جزء است چون کل معاوق بیشتری را خنثی میکند. مثلا اگر اتومبیل کوچکی و کامیونی را به حرکت درآوریم، اتومبیل کوچک با حجم معینی از هوا تصادم دارد که فشار معینی را بر آن وارد میکند، ولی کامیون حجم بزرگتری دارد و در مقابل حجم بیشتری از هوا قرار میگیرد و قهرا فشار