مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧٢
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٦٧٢
برهانی که در حرکت قسری اقامه کردهاند.
اشکال
در اینجا دو اشکال به این برهان در باب قسر وارد میشود. اشکال اول این است : این برهان مبتنی است بر نظریهای که در فصل قبل مطرح شد و میگفت در هر جسمی ضرورتا مبدأ میل مستقیم یا مستدیر وجود دارد. پس هر حرکتی که طبعی نباشد قسری به این معناست؛ چون حرکت بر ضد طبیعت است. پس خود طبیعت همیشه معاوق است. ولی اگر ما مطلب آن فصل را قبول نکردیم و قسر به معنی سوم را قبول کردیم وجود معاوق داخلی ضرورتا را قبول نکردهایم. به عبارت دیگر: این برهان مبنی بر این است که ما وجود معاوق داخلی را در هر حرکت غیرطبعی قبول کنیم و این مبتنی بر این است که مطلبی را که در فصل پیش گفته شد که در هر جسمی مبدأ میل مستقیم یا مستدیر است، قبول کرده باشیم. پس اگر مطلب فصل قبل را قبول نکنیم این برهان در اینجا مخدوش است. و ما دیدیم که برهانهایی که در فصل پیش بر آن مدعا اقامه کردند تمام نبود، به طوری که خود مرحوم آخوند هم گفت که مسأله صورت نوعیه مبتنی بر اثبات وجود مبدأ میل در جسم نیست و ما آن را از راه دیگری اثبات میکنیم. بسیار خوب، مسأله صورت نوعیه از راههای دیگر اثبات میشود ولی مسأله وجود مبدأ میل در جسم باید با همان برهانها اثبات شود و اگر اثبات نشد مسأله مخدوش است.
اشکالی دیگر
اشکال دوم این است که با صرف نظر از اشکال اول میگوییم: چرا تفاوت جسم عظیم و جسم صغیر در مدت یا عدد باشد؟ مگر خود شما در فصل قبل نگفتید که منشأ تفاوت در شدت و سرعت وجود معاوق است؟ شما گفتید که اگر بخواهیم جسم عظیم و جسم صغیر را با یک قوه معین به حرکت درآوریم، جسم صغیر چون معاوقتش کمتر است اطوع و رامتر است از جسم عظیم، و الّا لازم میآید میان قلیلالمعاوق و کثیرالمعاوق تفاوتی نباشد. ما هم این مطلب را قبول میکنیم، اما آیا این تفاوت باید به صورت تفاوت مُدّی باشد؟ مثلا اگر ضربهای به سنگی سه کیلویی وارد کردیم و معادل همان ضربه را به سنگی یک کیلویی وارد کردیم، آیا باید این