مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦٨
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٦٦٨
متناهیالتأثیر شدةً نیست؟ اگر شما در اینجا قبول کنید که قوه محرک (یعنی فاعل) متناهیالتأثیر شدةً است، مطلبی که در گذشته گفتهاید نقض میشود.
توضیح بیشتر اینکه: در فصل قبل گفته شد که حرکت به منزله جنس است و بدون هیچ مرتبهای از سرعت، امکان وجود ندارد. سرعت لایتناهی هم امری محال است. پس سرعتی که امکان وجود دارد سرعت متناهی است. حرکت در حد خاص یعنی حرکت با سرعت خاص و این همان حرکت متناهی است. حرکت با سرعت خاص یعنی حرکت متناهی سرعةً. بعد گفته شد که این تحدید و محدود بودن به حد خاص، از ناحیه فاعل (یعنی همین قوه محرک که اینجا در مورد آن بحث میکنیم) نمیتواند باشد. معنای این حرف این است که: فاعل اقتضای ]سرعت[ لایتناهی دارد. و نیز این تحدید، از ناحیه قابل هم نمیتواند باشد، چون در قابل بما هو قابل منعی وجود ندارد. بنابراین این تحدید، باید از ناحیه امری خارجی باشد. آیا این مطلب با حرفی که در اینجا میگویید، منافات ندارد؟ بله، منافات دارد. اینکه در اینجا میگویید «قوه محرک از آن جهت که قوه محرک است متناهیالتأثیر است شدةً» به این معناست که قوه محرک، مرتبه خاصی از حرکت را اقتضا دارد و به عبارت دیگر: قوه محرک اقتضا دارد تحریک متناهیالسرعه را. پس دیگر احتیاجی به مانع خارجی و معاوق نیست. اگر بخواهیم بگوییم «احتیاج به مانع خارجی هست» باید قبول کنیم که از ناحیه قوه، تحدیدی در کار نیست.
خلاصه در اینجا تناقضی میان این دو دلیل دیده میشود، تا بعد ببینیم میتوانیم این تناقض را حل کنیم یا نه.
اگر بر امتناع تأثیر غیرمتناهی مدّةً برهان اقامه
کنیـم، مدعای ما در این فصل اثبات شده است
حال بپردازیم به دو نوع دیگر غیرمتناهی یعنی غیرمتناهی عدّی و غیرمتناهی مدّی، که هردو هم بالاخره برمیگردد به غیرمتناهی زمانی؛ ]غیرمتناهی عدّی[ حرکتهای منقطع در زمان غیرمتناهی است و ]غیرمتناهی مدّی[ حرکت متصل در زمان غیرمتناهی است؛ خلاصه هردو مستلزم زمان غیرمتناهی است. حرکت غیرمتناهی عدةً مستلزم غیرمتناهی مدةً هست گو اینکه حرکت غیرمتناهی مدةً مستلزم غیرمتناهی عدّةً نیست؛ یعنی حرکت واحد مستمر در زمان غیرمتناهی، غیرمتناهی