مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦٢
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٦٦٢
اینجاست که مسأله اصالت وجود بسیار به درد میخورد[١] . بنا بر اصالت ماهیت شاید اصلا این ایراد جواب نداشته باشد؛ چون بنا بر اصالت ماهیت اصل ماهیت است و وجود امری انتزاعی است و دیگر غلط است که بگوییم «آیا جوهر امکان وجود دارد به وجود جوهری؟»، چون دیگر وجود جوهری و وجود عرضی نداریم و وجود، یک مفهوم انتزاعی است و در همه جا یکسان است. بنا بر اصالت ماهیت، خود ماهیت است که امکان وجود دارد؛ یعنی امکان دارد که به نحوی باشد که وجود از آن انتزاع شود.
ولی بنا بر اصالت وجود اصالت از آنِ وجود است و وجود مراتب دارد و هر وجودی در مرتبه خاص خودش امکان[٢] دارد، نه در مرتبه دیگر.
حال به مستشکل میگوییم «شما گفتید شیئی که وجود پیدا میکند اگر ممکنالوجود است باید وجودش ادامه پیدا کند و اگر ممتنعالوجود است اصلا از اول نباید وجود پیدا کند». جواب این است: این شیء ممکنالوجود است، ولی احیانا خود این وجود قصور ذاتی دارد از ادامه. اموری که فانیاند و از سنخ حرکتاند، نحوه وجودشان از ادامه ابا دارد. این دیگر ماهیت نیست که بگویید «در هر زمانی امکان دارد» بلکه هر مرتبه از مراتب وجود حکمی دارد.
پس معنای متناهی بودن این قوه این است که این قوه یک نحوه وجودی است که استمرار و امتدادش محدود است؛ یعنی این وجود کششدار و ممتد یک امتداد متناهی دارد.
جواب برخی به ایراد هفتم
بعد مرحوم آخوند میفرماید: بعضی به این اشکال جواب دیگری داده و گفتهاند : وجود اشیاء به خاطر امکان ذاتی است ولی فنای آنها به دلیل عدم قابلیت وجود نیست، بلکه به دلیل موانع و مزاحمات و مضادّات است. هرچه که وجود پیدا میکند قابلیت ادامه الیالابد را دارد و اگر چیزی باقی نمیماند، به علت مزاحمات خارجی
[١] . ما در باب امكان استعدادی هم به اين مطلب اشاره كردهايم.
[٢] . مقصود از اين امكان، امكان فقری است كه امكان ماهوی از آن انتزاع میشود. هر وجودی فقط درمرتبه خودش امكان فقری دارد و امكان فقری در غير آن مرتبه اصلا قابل فرض نيست.