مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥٦
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٦٥٦
شما گفتید «قوهها به تبع اثرشان متصف به زیاده و نقصان میشوند». بعد گفتید «وقتی که جزء انقص از کل شد لازم میآید که کل هم انقص شود». در فلکیات قدیم نظیر این حرفها را زیاد داریم. در فلکیات قدیم معتقدند که حرکات فلکی غیرمتناهیاند. مثلا فلک قمر حرکتی دارد، زحل و سیارههای دیگر هم حرکت دارند. بعضی از این حرکات تندتر از بعض دیگرند و حال آنکه هم حرکات تندتر غیرمتناهیاند و هم حرکات کندتر. دو حرکت فلکی را در نظر بگیرید: حرکت ]وضعی[ فلک الافلاک که در هر بیست و چهار ساعت یک بار صورت میگیرد، و حرکت دوری فلک قمر که در هر بیست و نه شبانهروز و چند ساعت یک بار صورت میگیرد. شما هردو حرکت را غیرمتناهی میدانید در حالی که یکی انقص از دیگری است و دیگری ازید. اگر از ازیدیت و انقصیت دو قوه نسبت به یکدیگر، متناهی بودن آنها لازم بیاید، پس این دو حرکت فلکی هم باید متناهی باشند.
جواب
جواب میدهند: این ایرادها در جایی وارد است که دو قوه از یک نوع باشند؛ یعنی مقایسه، در قوای متحد النوع صحیح است، تا بتوان گفت یکی جزء دیگری است و دیگری کل این. ولی بین دو قوه مختلف النوع اصلا نمیتوان مقایسه کرد. در گذشته گفتیم که ما این حساب را صرفا روی آثار نمیکنیم، بلکه از آثار، مؤثر را کشف میکنیم. همچنین گفتیم که اثرِ بیشتر نشانه استحقاقِ بیشتر است. آن شأنیت که همان حیثیت علیت است، در قوای متحدالنوع مقایسهاش صحیح است، نه قوای مختلفالنوع. قدما مدعیاند که هر فلکی[١] یک نوع مستقل و علیحده است.
بنابراین قوایی که بر افلاک و ستارهها حاکماند مختلفالماهیهاند، و وقتی مختلفالماهیه باشند اصلا قابل مقایسه نیستند.
ایراد ششم
اشکال ششم که باز هم به فلکیات مربوط است و اشکال مهمتری است این است : شما در باب نفوس فلکیه چه میگویید؟ نفوس فلکیه قوایی هستند که از نظر فعل
[١] . و حتی هر ستارهای.