مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥٢
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٦٥٢
خارج مرکز عالم بود و حرکت میکرد، طبیعت کار انجام داده بود و آنوقت این بحث قابل طرح بود که «آیا قوهای که این کار را انجام میدهد همیشگی است یا نه؟». خلاصه، زمین در مرکز عالم ساکن است و سکون امری عدمی است.
نقد مرحوم آخوند بر جواب شیخ
مرحوم آخوند این جواب را از یک نظر دیگر قبول نکرد. ایشان فرمود: درست است که سکون امری عدمی است، ولی بالاخره زمین دارای یک أین است و أین زمین معلول طبیعت زمین است و ممکن است نقل کلام به آن أین مستمر کنیم. ما قبلا هم گفتهایم که شیء در حال سکون این گونه نیست که فاقد مقولهای باشد که در آن ساکن است، بلکه باز هم واجد آن مقوله است ولی آن مقوله متغیر نیست. این مثل این است که جسمی که دارای رنگ ثابت است، چون ]در رنگ خود[ حرکت ندارد، از نظر علت حرکت قابل بحث نیست، ولی چون بالاخره آن مقوله را واجد است، پس درباره علت وجود آن مقوله میتوانیم مسأله را طرح کنیم.
اینجا در عبارتی که از شیخ نقل میکنند جمله مجملی هست که باید آن را از رو بخوانیم و معنی کنیم. عبارت این است: و الذی أجاب به الشیخ فی المباحثات عن ذلک من أنّ السکون عدم و لیس فعلا[١] و لیس ممّا لاینقسم بالزمان...؛ یعنی سکون از طرفی امری عدمی است و وجودی نیست و از طرف دیگر از امور غیرمنقسم به زمان نیست؛ یعنی سکون یک عدمی است که با زمان منقسم میشود.
در بحث «آن» مفصل بحث شد که بعضی امور وجودشان آنی است و بعضی وجودشان زمانی است. همچنین گفتیم بعضی از امور گرچه وجودشان آنی است، ولی عدمشان زمانی است[٢] . سکون یک امر عدمی است، ولی یک امر عدمی زمانی؛ چون همان طور که برای حرکت میتوان زمان تعیین کرد، برای سکون هم میتوان زمان تعیین کرد؛ مثلا میگویید: یک ساعت حرکت کردم و یک ساعت ساکن بودم. پس سکون عدمی است که زمان دارد. البته عدم چون خودش یک واقعیت نیست و
[١] . يعنی: و ليس أمرا وجوديا.
[٢] . آنجا بحث شد كه زمانی بودن آيا به نحو قطعی و استمراری است (يعنی يك وجود ممتد است) يااينكه به نحو توسطی است (يعنی چيزی كه در زمان استمرار دارد، نه اينكه آنآ فآنآ تجدد داشته باشد).ما در گذشته بين عدم امور قطعی و عدم امور آنی فرق گذاشتيم.