مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٦٥
اعتبارات است. به حسب دقت فلسفی اصلا زمان با حال بودن تضاد دارد. زمان همیشه بین گذشته و آینده است. هر طور که در نظر بگیرید نیمی از آن گذشته است نیمی آینده است و ما به چیزی نمیرسیم که هم زمان باشد و هم حال. این به معنی این است که این قبلیات، تجدد اتصالی دارند یعنی آنآ فآنآ متجدد میشوند. «آنآ فآنآ» نه به معنای تجددات منفصل از یکدیگر است، بلکه یک حقیقت متجدد بالذات در اینجا وجود دارد.
پس ما میرسیم به یک حقیقت متجدد بالذات در عالم خارج. حال اگر نظر به خود این حقیقت متجدد بالذات بکنیم[١] آن خودش حرکت است، اگر نظر به آن بکنیم از آن جهت که دارای یک مقدار و تعین خاص است یعنی به مقدار آن نظر کنیم (که باز تکرار میکنیم مقدار و متقدر دو وجود ندارند، موجود به وجود واحدند) مقدارش غیر از متقدر است، همانی است که اسمش را «زمان» گذاشتهایم.
پس ما با این برهان ثابت کردیم که یک حقیقتی که عین قبلیت و بعدیت باشد و متجدد بالذات باشد و غیر قارّالذات باشد، در عالم خارج داریم. این هم برهانی که الهیون گفتهاند.
مرحوم آخوند در بیانی که اینجا کرده، نمیدانم چگونه است، مثل اینکه یک نوع بیانِ یادداشتی باشد که بعد ایشان نرسیده آن را مرتب و منظم کند، حتی عباراتش هم مشوّش است. آقای طباطبایی اشاره کردهاند که در عبارت تشویش است و درست هم هست. حاجی هم خیلی تلاش کرده است که این تشویشهای عبارت را به گونهای رفع کند ولی قابل رفع نیست، عبارت عبارتی است مشوّش یعنی سر و ته عبارت، ما قبل و ما بعد آن درست با هم نمیخواند.
خیلی اتفاق میافتد که انسان عبارتی را مینویسد، بعد آن را عوض میکند یک چیز دیگر مینویسد و آن قسمتهایی را که باید خط بزند یادش میرود خط بزند، وقتی میدهد چاپخانه چاپ کند او هر چه را که خط نخورده چاپ میکند، بعد آدم وقتی میخواند میبیند یک چیز هجوی از آب درآمده. به اصل قضیه نگاه میکند میبیند خودش اول یک چیزی نوشته، بعد یک چیز دیگر به جای آن گذاشته و یادش رفته اولی را خط بزند، بعد استنساخ کننده همه را با هم نوشته، یک
[١] . بر میگرديم به حرفی كه در آن برهان گفتيم.