مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤٢
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٦٤٢
میآید یک نفر بتواند به اندازه عشر ده نفر این جسم را حرکت دهد، یعنی اگر ده نفر این جسم را یک متر حرکت دادند یک نفر از آنها باید بتواند این جسم را ده سانتیمتر حرکت دهد، یا اگر آنها توانستند این جسم را ده دقیقه حرکت دهند یک نفر از آنها باید بتواند این جسم را یک دقیقه حرکت دهد، در حالی که چنین نیست.
مستشکل مثالهای دیگری هم ذکر میکند. میگوید: اجسامی وجود دارند (مثل بعضی فلزات و سنگها) که آتش اگر در یک حد معینی باشد (مثل آتشهای معمولی) هیچ اثری روی آنها نمیگذارد. اگر شما یک سنگ را با همین آتشهای معمول که مثلا آب را به جوش میآورد حرارت دهید هیچ اثری روی آن نمیگذارد. اما اگر بتوانیم درجه حرارت را به شکلی بالا ببریم میتوانیم همین سنگ را محترق کنیم. حال آیا آتشِ با حرارت کم، جزئی از اثر آتشِ با حرارت زیاد را میگذارد؟ مثلا اگر آتشِ با حرارت زیاد، سنگی یک کیلویی را محترق میکند آیا میتوان گفت آتشی که حرارتش یک صدم آن آتش است میتواند سنگی را که یک صدم آن سنگ است محترق کند؟ نه، نمیتوان گفت؛ چون آتشِ با حرارت کم هیچ اثری روی سنگ ده گرمی نمیگذارد. از این قبیل مثالها زیاد میتوان پیدا کرد.
البته مسأله بسیط بودن اثر را اینجا مطرح نکردهاند، بلکه در باب علت و معلول مطرح کردهاند، ولی بحث همان بحث است. اینجا همین قدر میگویند که چه بسا کلهایی که اثری را به وجود میآورند در حالی که اجزاء آنها نمیتوانند جزء آن اثر را به وجود بیاورند، و این، دلیل بر این است که قاعدهای که برهان شما مبتنی بر آن بود کلیت ندارد.
جواب
مرحوم آخوند به این ایراد جواب میدهد، ولی جواب ایشان در اینجا خیلی تفصیلی نیست. شاید آخرین حرفی که ایشان اینجا میزند این است که اگر برهان عقلی بر امری اقامه شد، نمیتوان آن را با مثال نقض کرد؛ چون یک امر عینی که میخواهد ناقض یک امر عقلی شود، به دلیل اینکه امری عینی است علل و شرایط فاعلی و قابلی زیادی در آن دخالت دارد که چه بسا چون ما به مجموع این شرایط آگاه نیستیم نمیدانیم چرا این طور شده، ولی به حکم آن قاعده عقلی که برای ما ثابت است میدانیم که در اینجا شرطی مفقود است ولو تفصیلش را ندانیم.