مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤١
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٦٤١
جزء و کل به میان آمد تأثیر جزء، جزء تأثیر کل است، نه اینکه کل، کل باشد و جزء، جزء باشد ولی اثرشان برابر با یکدیگر باشد؛ چنین چیزی امکان ندارد. جزء کل اثرش هم جزء اثر کل است. پس اثر کل نمیتواند مساوی با اثر جزء باشد.
به این برهان ایرادهایی وارد کردهاند. ایراد اول و جوابش را ذکر کردیم.
ایراد دوم
مستشکل میگوید: این قاعده که شما میگویید «همان طور که جزء در وجودْ جزء کل است، در اثر هم جزء کل است، به این معنا که اثر جزء، جزء اثر کل است» مورد قبول نیست. جزء، آن چیزی است که جزء وجود کل است؛ یعنی کل وجودی دارد که قسمتی از آن، وجود جزء است. شما در استدلالتان این اصل را ذکر کردید که هرجا جزء و کل وجود داشته باشد، اثر جزء هم جزئی از اثر کل است. ما این را قبول نداریم که اگر مؤثر کل و جزء داشت اثر هم کل و جزء دارد، بلکه ممکن است مؤثر کلی باشد دارای اجزاء، ولی اثر امری بسیط باشد بدون جزء[١] . وقتی اثر بسیط باشد
غلط است که بگوییم: اثر جزء، جزء اثر کل است.
این مطلب در باب علت و معلول به این صورت مطرح شده: آیا صدور بسیط از مرکب جایز است؟ یعنی آیا امکان دارد علتْ کل باشد ولی اثرش امر بسیطی باشد که متجزّی به اجزاء نشود؟ البته این فلاسفه میگویند: امکان ندارد؛ یعنی همین حرفی را که در اینجا میگویند، در آنجا هم میگویند. میگویند: اگر علت، مرکب و دارای اجزاء شد معلول هم قطعا مرکب و دارای اجزاء است.
مستشکل منکر این مطلب است و بیانی نقضی میآورد. بیان او این است : جسم ثقیلی را فرض کنید که یک نفر نمیتواند آن را حمل کند ولی ده نفر میتوانند؛ یعنی یک نفر تا نه نفر نمیتوانند این جسم را حمل کنند، ولی نفر دهم که آمد «کل» به وجود آمده و این جسم حرکت میکند. این معلول (یعنی حرکت) یک امر بسیط است و این علت، یک امر مرکب، چون «ده نفر» علت است. در اینجا چنین نیست که معلول (یعنی حمل) مثل علت، کل باشد تا ما بگوییم: عُشر از این حرکت و حمل را این فرد انجام داده، عشر دیگر را فرد دیگر و...؛ چون اگر این طور باشد لازم
[١] . البته در اينجا مطلب را به اين بيان نگفتهاند، بلكه اين بيان در باب علت و معلول آمده است.