مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣١
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٦٣١
آن هم میشود فرض کرد. پس این حرکت، غیرمتناهیالشده نیست، چون بالاتر از آن هم میشود فرض کرد و وقتی که بالاتر از آن را بتوان فرض کرد معلوم میشود متناهی است.
اما اگر بگویید «حرکت غیرمتناهی الشدّه زمان ندارد» میگوییم[١] : امکان ندارد
حرکت حرکت باشد و زمان نداشته باشد؛ چون حرکت یعنی اینکه شیء مسافتی را تدریجا طی کند و «تدریجا طی میکند» یعنی مرتبهای از مسافت را قبل از مرتبه دیگر طی میکند، و مرتبهای را قبل از مرتبه دیگر طی کردن مستلزم زمان داشتن است. اگر حرکت زمان نداشته باشد به این معناست که آنِ ابتدایش با آنِ انتهایش یکی است و وقتی این گونه باشد هیچ مرتبهای از مسافت قبل از مرتبه دیگر واقع نشده، پس حرکتی در کار نیست. بنابراین حرکت غیرمتناهیالشدّه قطعا وجود ندارد.
حال باید به بررسی حرکت غیرمتناهیالعِدّه و حرکت غیرمتناهیالمُدّه بپردازیم، که محل بحث هم همین است.
اقامه برهان
در اینجا از راهی وارد مطلب میشوند که باید روی آن بحث کرد. میگویند: حرکت بر دو قسم است و از این دو بیرون نیست: طبیعی و قسری. حرکت طبیعی حرکتی است که منشأ آن، قوهای است در درون خود جسم متحرک و متحد با جسم متحرک؛ به عبارت دیگر: در حرکت طبیعی همان قوهای که عین طبیعت جسم است حرکت را اقتضا میکند. اما در حرکت قسری قوهای از خارج بر جسم وارد میشود؛ مثل ضربهای که بر جسمی وارد میکنند و آن را به حرکت درمیآورند.
حال ما دو جسم در نظر میگیریم که یکی عظیم است و دیگری صغیر و هردو هم متحرک به حرکت طبیعیاند. میخواهیم ببینیم: آیا ممکن است این دو جسم هردو دارای قوه طبیعی باشند و هردو هم از نظر اثر غیرمتناهی باشند؟ یعنی آیا ممکن است اثر هردو جسم، حرکت غیرمتناهی عِدّةً یا مُدّةً باشد؟
[١] . قبلا هم اين را گفتهايم.