مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٣٠
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٦٣٠
محل بحث
حال ببینیم ایشان مطلب را به چه بیانی ذکر میکنند. ایشان بحث را این گونه شروع میکنند: ما در فصل پیش گفتیم که قوه طبیعی متصف میشود به تناهی و لاتناهی، ولی به اعتبار آثارش و به اعتبار محلش[١] و[٢] . گفتیم: راجع به اینکه «قوهای که در طبیعت وجود دارد[٣] آیا متناهی است یا نامتناهی؟» به دو اعتبار میتوان مطلب را بیان کرد: یکی اینکه بگوییم «این قوه متناهی است» به این معنا که این قوه یک مقدار که کار کند از قوه بودن میافتد. وقتی میگوییم «این قوه متناهی است» یعنی مبدئیتش برای اثر، متناهی است. قوه دست محدود است و مقدار معینی که حرکت کند از مبدئیت اثر میافتد. پس این، محدودیت ]قوه طبیعی[ است به اعتبار مَقوِیعلیهاش؛ یعنی به اعتبار اثرش. این قوه را به اعتبار دیگری هم میتوان متناهی دانست و آن به اعتبار محلش است. قوه جسمانی در جسم حلول دارد؛ یعنی با جسم متحد است و در جرم وجود دارد. وقتی جرم محدود باشد آن قوه هم محدود است[٤] .حالا عمده بحث ما بر سر اثر است و به محل کاری نداریم. آیا قوایی که در اجرام طبیعی نظیر خورشید و زمین و ستارهها و گیاهان و حیوانات و انسانها وجود دارد، از نظر اثر متناهیاند یا نامتناهی؟
اینجا همان مقدمهای را که قبلا گفته بودند تکرار میکنند. میفرمایند : غیرمتناهی سه نوع است: شِدّی، عِدّی و مُدّی. غیرمتناهی به حسب شدت، معلوم است که محال است[٥] . محال است قوهای حرکتی غیرمتناهیالشده ایجاد کند؛ چون حرکت غیرمتناهیالشدّه، یا در زمان واقع میشود و یا در زمان واقع نمیشود. اگر در زمان واقع شود به این معناست که مقداری از زمان را اشغال کرده، حال مسافت هرچه میخواهد، باشد[٦] . در این صورت هر زمانی که برای آن فرض کنید، کمتر از
[١] . «به اعتبار محل» را اينجا اضافه كردهاند.
[٢] . اين مطلب را در گذشته بحث كردند و در اينجا هم به بيان واضحتری ذكر میكند.
[٣] . مثل نيرويی كه در ماده دست ما وجود دارد كه وقتی اراده میكنيم دست را حركت میدهد.
[٤] . همچنين وقتی جرم را تقسيم میكنيم اين قوه را هم به اعتبار محلش تقسيم كردهايم. مثلا میگوييم :قوهای كه در دست من پخش است، نيمی از آن در اين مقدار از دست من وجود دارد.
[٥] . محال بودن غيرمتناهی شِدّی را قبلا گفتهاند و اينجا هم تكرار میكنند.
[٦] . اگر بگوييد «سی ميليون كيلومتر را در يك ثانيه طی كرده» يا «سی ميليون كيلومتر را در يك دهمثانيه طی كرده» يا...، بالاخره مقداری زمان دارد.