مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١٦
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٦١٦
یک حرکت مکانی مستقیم از محیط به مرکز و یا از مرکز به محیط[١] ، و یا اقتضای یک حرکت مستدیر اعم از وضعی و انتقالی، وجود نداشته باشد.
قبلا گفتیم تعبیر دیگر این مطلب این است: جسم مطلق در عالم وجود ندارد و هر جسمی تعین خاصی دارد؛ چون به عقیده این آقایان عرض نمیتواند مبدأ میل باشد، بلکه جوهر است که در جسم، مبدأ میل است، و به عبارت دیگر: یک صورت منوِّع و طبیعت است که در جسم، مبدأ میل است. پس در واقع مطلب این طور میشود که جسمی که فقط جسم باشد (یعنی فقط صورت جسمیه داشته باشد) و هیچ صورت نوعیهای که مبدأ یک حرکت مستقیم یا مستدیر باشد نداشته باشد، وجود ندارد. این، مدعا در این فصل بود.
چنانکه قبلا عرض کردیم این فصل به یک معنا شعبهای از فصل صورت نوعیه است. بحث صورت نوعیه در مباحث جواهر و اعراض مطرح شده. اینکه میگوییم «این بحث شاخهای از بحث صورت نوعیه است» به این دلیل است که صورت نوعیه اعم است از اینکه مبدأِ میل باشد یا نباشد و اگر مبدأ میل مستقیم یا مستدیر ثابت شود، یک ]قسم [صورت نوعیه ثابت شده است. و لهذا مرحوم آخوند در لابلای بحث مطلبی گفت که خلاصهاش این است: اگر وجود مبدأ میل در اینجا ثابت نشود، برای صورت نوعیه ادله دیگری هم وجود دارد.
حاجی در حاشیه در این باره میفرماید: ممکن است کسی بگوید: اگر صورت نوعیه بخواهد با این دلیل کثیر المُنوع که این همه ایراد و اشکال بر آن وارد است ثابت شود، پایهاش متزلزل است. در جواب میگوییم: اگر این برهانها درباره وجود مبدأ میل در جسم، شما را قانع نکرد، مسأله صورت نوعیه برهانهای دیگری هم دارد.
تا اینجا مربوط به عنوان بحث بود.
بعد دیدیم آن برهان اول که مرحوم آخوند به صورت ساده ذکر کرد و درباره آن
[١] . «مستقيم» كه اينها میگويند، شامل افقی نمیشود. مقصودشان از «مستقيم» حركت از محيط عالم بهمركز عالم، يا حركت از مركز عالم به محيط عالم است. از نظر قدما كه شعاع محيط و مركز زمين ومحيط و مركز عالم دوتا نبود، به آن تعبير بايد گفت، و گرچه ما به آن شكل قائل نيستيم ولی اصلمطلب از بين نمیرود. در هر جسمی، در هر كرهای (مثل كره زمين) بايد مبدأ ميلی وجود داشته باشدكه در آن جسم يا كره يك حركت مستقيم يا مستدير ايجاد كند.