مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠٥
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٦٠٥
و زیاد معنی ندارد مگر به اعتبار اثر (یعنی عدد یا مقدار)؛ چون ازدیاد و نقصان از صفات کمیت است و تا پای کمیت در میان نباشد ازدیاد و نقصان معنی ندارد. پس اگر گفتیم «طبیعت کم است» یعنی آثارش کم است، و اگر گفتیم «طبیعت زیاد است» یعنی آثارش زیاد است؛ همین طور اگر گفتیم «طبیعت متناهی است» یا گفتیم «طبیعت نامتناهی است».
این حرفی بود که قبلا از خواجه نقل کردند. همان جا ما به این مطلب ایراد گرفتیم و گفتیم این حرف بر مبنای اصالت ماهیت درست است، ولی بنا بر مبنای مرحوم آخوند که اصالة الوجود است، نمیتوان چنین حرفی زد. بنا بر اصالت ماهیت که حکم روی ماهیات میرود، کمیت یگانه ماهیتی است که به زیاده و نقصان متصف میشود و تناهی و لاتناهی هم از شئون زیاده و نقصان است، پس هرجا پای کمیت در میان باشد زیاده و نقصان و قهرا تناهی و لا تناهی هم هست، و هر جا پای کمیت در میان نباشد (یعنی در ماهیات دیگر) زیاده و نقصان و تناهی و لا تناهی هم نیست. قائلین به اصالت ماهیت، به شدت و ضعف قائل نبودند؛ یعنی در هیچ جا قائل به شدت و ضعف ذاتی نبودند و همه شدت و ضعف ها را به امر بالعرض و المجاز بر میگرداندند . ولی بنا بر اصالت وجود، وجود حقیقتی است قابل شدت و ضعف (نه قابل زیاده و نقصان). بنا بر اصالت وجود زیاده و نقصان از صفات کمّ است، ولی شدت و ضعف از صفات کمّ نیست و قهرا امری غیر ]از کمّ[ هم، متصف به تناهی و لا تناهی در شدت میشود. بنابراین وجود طبیعت (ماهیتش که امری اعتباری است) قابل شدت و ضعف است؛ یعنی در طبیعت اگرچه زیاده و نقصان معنی ندارد، ولی شدت و ضعف معنی دارد. مثلا آتش (یعنی آن طبیعتی که منشأ حرارت است) بنا بر اصالت ماهیت، در طبیعتش کم و زیاد و شدت و ضعف معنی ندارد، بلکه ممکن است یک آتشی از نظر مقدار یا عدد با آتش دیگر تفاوت داشته باشد بدون اینکه فرقی بین ذات یعنی ماهیت این دو آتش باشد. ولی بنا بر اصالت وجود مطلب این طور نیست و همان چیزی که آتش است و ماهیتش ماهیت آتش است، ممکن است دارای وجود شدیدتر یا ضعیفتری باشد.
پس اینجا مرحوم آخوند ضمن اینکه از طرف خواجه به آن بعضاللاحقین جواب میدهد، اشاره میکند به اینکه مطابق نظریه خودش این حرف درست نیست.