مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٠
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٦٠
[١]
[١] استاد : به بيان اولش درست است.ـ به بيان اولش هم ممكن است خدشه وارد شود به جهت اينكه آن مقدار قارّالذات كه میفرماييدهمان كميات خارجی است، مقدار غير قارّالذات آن هم خود حركت است. اين امر وجود عينی زمانرا اثبات نمیكند.استاد : آيا حركت خودش مقدار است يا ذیمقدار، متقدر است يا مقدار؟ يا هيچكدام؟ـ حركت چيزی است كه ذاتآ منصرم است.استاد : اين كه [مفيد] مقدار نيست.ـ مقداری هم كه ما از حركت انتزاع میكنيم كه زمان میناميم...استاد : آيا شما تا حركت را متعين اعتبار نكنيد میتوانيد برايش مقدار انتزاع كنيد؟ـ آنوقت آن، اثبات زمان در خارج میكند؟استاد : بله، بعدها خواهيم گفت، قبلا هم مكرر گفتهايم: در مطلق مقدارها و متقدرها ـ اختصاص بهزمان و حركت ندارد ـ [مقدار، عارض تحليلی است.] در برهان دوم مرحوم آخوند در باب حركتجوهری همين حرف را تكرار كرديم، گفتيم در باب اعراض كه نُه مقوله عرضی گفتهاند، درست است،ما الآن هم باز میگوييم نه مقوله عرضی، اما اينها با يكديگر تفاوت دارند. اضافات اساسآ از نوعمعقولات ثانيه و يك نوع خاص است. هر چه كه اضافه است و هر چه كه از مقولات نسبی است و بهاضافه ارتباطی دارد از معقولات ثانيه است كه خود آقايان هم اعتراف دارند. بعد رسيديم به مقدار.اين كه شما میگوييد مقدار انتزاعی است، به اين معنا غلط است، تعبير «انتزاعی» فقط به معقولاتثانيه تطبيق میكند. كميات اعم از كميات متصله و كميات منفصله، كه شامل زمان هم میشد يعنی اعمبود از كميات متصله قارّ و متصله غير قارّ [اين خصوصيت را دارند؛] گفتيم خود آقايان اعتراف دارندكه نسبت مقدار با متقدر نسبت محمول بالضميمه و موضوع نيست يعنی وجود مقدار در خارج، منحازاز وجود متقدر نيست. متقدر و مقدار دو اعتبار از شیء واحدند يعنی يك شیء را مبهم اعتبار كنيمذات متقدر است، متعين اعتبار كنيم مقدار است و در مواردی كه آن حقيقت با تعينهای مختلف پيدامیشود، چنين نيست كه تعين در خارج از يك وجودِ بيرونی است و میآيد به شیء متعين میچسبد،بلكه نحوه وجود اوست. پس مقدار، عارض تحليلی است. مقدار نه فقط در باب حركت عارض تحليلی است، در باب اجسام هم عارض تحليلی است. حرفی است كه اول بار خود بوعلی گفته است.گفته: «نسبت جسم تعليمی به جسم طبيعی نسبت تعيين به ابهام است.» بنابراين نسبت زمان به حركت، نسبت مقدار به متقدر است و نسبت هر مقداری با متقدر خودش نسبت متعين با مبهم است. كسانی كهمیگويند زمان مقدار حركت است، غافل از اين مطلب نيستند. شما خيال كردهايد وقتی گفتند زمان مقدار حركت است بايد محمول بالضميمه هم بگويند؟ در هيچ مقداری اين حرف را نمیزنند.ـ شما میفرماييد حركت واقعآ دو مقدار دارد.استاد : چون دو تعين دارد.ـ حركت، مقدار قارّالذات هيچ وقت ندارد، مقدار قارّالذات مال اجسام خارجی است.استاد : ما میگوييم مقداری دارد به تبع مقادير قارّالذات. اگر دو اتومبيل ٢ ساعت حركت كردند، يكی٧٠ كيلومتر طی كرد يكی ١٤٠ كيلومتر، آيا اين حركت به اعتبار ٧٠ كيلومتر مقدار ندارد يعنی اين ٧٠كيلومتر جنبش نيست؟