مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩٩
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥٩٩
اشکال چهارم
اشکال دیگر این شخص به خواجه به این صورت است؛ میگوید: شما در اینجا میگویید «و اما میل هم نمیتواند منشأ تفاوت باشد». بعد به تفصیل، عبارتی از خود خواجه از شرح اشارات نقل میکند که گفته است: میلها منشأ شدت و ضعف حرکتها میشوند. در واقع این شخص حرف خواجه را به حرف خودش در جای دیگر نقض کرده است.
اشکال پنجم
بعد این مستشکل میآید سراغ آن حرفی که خواجه در آخر مطالبش گفت. همان ایرادی که ما ذکر کردیم اینجا هم هست. میگوید: شما گفتید «معاوق در حرکت طبیعی نمیتواند داخلی باشد». چه اشکالی دارد که در حرکت طبیعی، هم طبیعت به سویی اقتضا داشته باشد و هم معاوقْ داخلی باشد و در جهت خلاف اقتضا کند؟
برای اینکه این اشکال بهتر توجیه شود من به این بیان عرض میکنم: اگر این تضاد درونی[١] در یک مرتبه باشد همین طور است؛ یعنی ما هم قبول داریم که محال است یک شئ در آنِ واحد دو صورت و دو فعلیت و دو هویت داشته باشد[٢] ، ولی دو امر داخلی طولی چه اشکالی دارد که یکی معاوق دیگری باشد؟ ببینید! شئ و ماده واحد محال است دو صورت که در عرض یکدیگرند قبول کند، مثل اینکه بگوییم «این ماده در آنِ واحد، هم آب است و هم گاز»؛ آب و گاز دو صورت عرضیاند که یکدیگر را طرد میکنند. ولی در میان صورتها صورتهایی هستند که در طول یکدیگرند. صورتهای کامل در طول صورتهای ناقصترند. در چنین صورتهایی ممکن است مرتبه کامل اقتضایی داشته باشد و مرتبه ناقص اقتضای دیگری که مخالف آن باشد و احیانا در آنِ واحد هم هر دو اقتضا حکمفرما باشند. مثلا جسم نامی از آن جهت که جماد و جسم است اقتضایی دارد و از آن جهت که نامی است اقتضای دیگری. یک درخت مواد غذایی را جذب میکند و آنها را به شکلی میسازد و میفرستد به بالا و تدریجا رشد میکند. شک ندارد که این مواد از آن
[١] . نظير تضاد ديالكتيكی كه امروز میگويند.
[٢] . مثل اينكه بگوييم «شیء واحد در همان حال كه الف است ب هم هست» در صورتی كه فرض ايناست كه ميان الف و ب تباين است، يعنی دو ماهيت مختلفاند.