مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩٢
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥٩٢
حرکت) با قطع نظر از هر مانع و عائقی، حرکت با سرعت معین است که ما آن را حداکثر سرعت جسم مینامیم[١] .
بنابراین جسم عدیم المعاوق چه چیزی را اقتضا دارد؟ در اینجا قوه محرکی است و جسم متحرکی، قهرا همان چیزی که اقتضای محرک و متحرک است، یعنی حد اکثر سرعت که حد معینی از سرعت است، واقع میشود.
پس در جواب اینکه پرسیدید: مقصود «لا مع حد من السرعة» است یا «مع قطع النظر عن السرعة»؟، میگوییم: نمیگوییم حرکت مقتضی است، بلکه میگوییم محرک و متحرک قطع نظر از معاوق، مقتضی است و حرکت، مقتضا، ولی آن حرکتِ مقتضا نوع خاصی از حرکت است، یعنی حرکت با سرعت معین. پس بیان شما در اینجا تمام نیست.
جواب اول از اشکال به بیان مرحوم آخوند
حال مرحوم آخوند میتواند اینجا به ما جواب بدهد. یک جواب همان جوابی است که خود ما قبلا از طرف این آقایان ذکر میکردیم؛ میتواند بگوید: لازمه حرف شما این است که جنس اقتضای فصل داشته باشد.
اشکال به این جواب
جواب این جواب، واضح است. این اشکال، به تقریر خود این آقایان ]از این مطلب که «حرکت مستدعی زمان است»[ وارد است، نه به تقریر ما. کسانی که میگفتند
[١] . سؤال : آيا اصلا بدون عائق، حركت تصور میشود؟استاد : چرا نشود؟ـ حركت برخورد دو نيرو است.استاد : الان بحث سر همين مطلب است كه شما (يعنی مرحوم آخوند و خواجه نصيرالدين طوسی)میخواهيد اين را اثبات كنيد. ما كه از زبان منكر حرف میزنيم میگوييم: شما میگوييد «حركتهميشه تلاش است و در ميان دو قوه (قوه محرك و قوه معاوق) پيدا میشود» و برهانتان هم همينثلاثه متناسبه بود، ما میگوييم: لقائل أن يقول... . ما فقط میخواهيم برهان شما را ابطال كنيم وخودمان نمیخواهيم چيزی اثبات كنيم. میگوييم: شايد كسی اين طور بگويد: قوه محرك و جسممتحرك، يعنی فاعل بما هو فاعل و قابل بما هو قابل، قطع نظر از هر معاوقی اقتضای حركت با سرعتمعينی را دارد كه آن سرعت معين همان حداكثر سرعتی است كه در عالم برای جسم ممكن است.