مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥٨
نمیتواند شدت و ضعف پیدا کند و حتی نمیتواند مبدأ و منتها داشته باشد پس قابل این کون مقداری هر جسمی نمیتواند باشد (فصل قبل را مقدمه برای اینجا ذکر کردند)، اجسام عنصری نمیتوانند راسم زمان باشند، باید یک جسم غیر عنصری راسم زمان باشد. هر فاعلی و هر علتی در عالم نمیتواند علت این کون مقداری و آن حرکت باشد یعنی علل طبیعی نمیتوانند علت آن باشند، علت نفسانی و علت عقلانی میخواهد که اینها در باب افلاک قائل هستند.
هم خود این برهان و هم حرفهایی که بعد میزنند دلالت میکند که این تقریر غیر از آن تقریری است که ما در جلسه گذشته کردیم و این جلسه هم در اول بحث عرض کردیم. البته این تقریری که ما اول کردیم بهتر از تقریر آنهاست ولی اینکه آقای طباطبایی میفرمایند که این خود دلیل است بر اینکه به عدد حرکات عالم زمان وجود دارد، از تقریر آنها استنباط نمیشود، از تقریری که ما کردیم استنباط میشود؛ یعنی ایشان تقریری را که در ذهن خودشان بوده است و خودشان به آن تقریر معتقد بودهاند در نظر گرفتهاند و بعد چنین گفتهاند در صورتی که آن تقریر غیر از تقریر کتاب است و غیر از تقریری است که دیگران در جای دیگر کردهاند و در شرح هدایه، شفا، کتابهای میرداماد و کتابهای دیگر وجود دارد.
البته بعد خواهیم گفت که خود مرحوم آخوند خلاف این حرف را میزند. در یکی از براهین حرکت جوهریه، گفتیم مرحوم آخوند از راه زمان وارد شده[١] . در آنجا با مقدماتی که ذکر میکند همین حرف اینجا را رد میکند و میگوید این چه حرف بیمعنایی است! مگر معنی زمانی بودن اشیاء این است که زمان در بیرون وجود اشیاء وجود دارد؟! اگر مثلا این درخت زمانی است معنایش این است که زمانی در بیرون این درخت وجود دارد و ما یک حرکت فلک داریم که مقداری دارد و آنوقت سکون و حرکت این درخت با مقدار آن حرکت منطبق میشود؛ زمان به هر حال بیرون از وجود اشیاء است! میگوید چنین نیست. اصلا آن را خود ایشان یک برهان گرفته است بر اینکه زمان بیرون از وجود اشیاء نیست.
در کلمات مرحوم آخوند، مخصوصآ کتاب اسفار کتابی است که تا انسان به همه مطالب مرحوم آخوند در همه این کتاب تسلط نداشته باشد همه مقاصد خود ایشان
[١] . در اواخر جلد سوم [چاپ سنگی] يعنی اواخر سفر الهيات بالمعنیالاخص.