مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٣
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥٧٣
خودش محال است؛ چون خودش منشأ استحاله است. (الان بحث ما در خلأ نیست.)
]نتیجه دوم اینکه :[ جسمی که هیچ مبدأ میلی در آن نباشد محال است؛ چون اگر هیچ مبدأ میلی در آن نباشد و عدیم المیل باشد، به همین دلیلی که در اینجا گفتهاند، باز هم لازم میآید سرعتش غیرمتناهی باشد و این محال است. البته قبلا اشکالی به این حرف وارد کردیم که: اگر گفتیم «حرکت عدیم المیل در ملأ واقع میشود» آیا باز هم محال لازم میآید؟ جواب این اشکال باشد برای بعد.
بنابراین تا اینجا رسیدهایم به حرف خواجه، و مرحوم آخوند هم آنچه میگوید، از خواجه نقل میکند. البته بعدها باید حرف خواجه را بیشتر شرح بدهیم. بعد میرسیم به ایرادی که به تعبیر مرحوم آخوند «بعض اللاحقین» (یعنی بعض از متأخرین از خواجه) به حرفهای خواجه کردهاند که ظاهرا مقصودشان محقق دوانی است. مرحوم آخوند این را هم به تفصیل ذکر میکند و بعد میخواهد از خواجه دفاع کند. ما بعد از اینکه همه این حرفها را گفتیم، به نتیجهگیری نهایی میرسیم. باید ببینیم که بالاخره این حرف آقایان که میگویند «در هر جسمی باید مبدأ میلی وجود داشته باشد» درست است یا نه. همچنین ببینیم اینکه میخواهند از اینجا برای امتناع خلأ نتیجه بگیرند درست است یا درست نیست.