مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧١
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥٧١
فقط معاوق میتواند محدِّد حرکت باشد
حرف آقایان این است: اینکه حرکت در چه درجهای از سرعت باشد، به ذات حرکت مربوط نیست، بلکه باید یک علت خارجی آن را در یک حد معین متعین کند؛ حیوان اقتضا نمیکند انسان باشد یا بقر یا فرس، اگر انسان شد علت دیگری اقتضا کرده است.
آنوقت مقدمه بعد این است: هیچ علتی نمیتواند حرکت را در مرتبهای معین قرار دهد، نه طبیعت، نه قاسر و نه چیز دیگر، الّا معاوق. حرف آقایان این است که بودن حرکت در درجه معین، از ذات خود حرکت نمیتواند باشد، بلکه باید چیز دیگری حرکت را در حدی معین از سرعت قرار دهد. آن که حرکت را ایجاد میکند علت فاعلی است. علت فاعلی در حرکت طبیعی طبیعت است و در حرکت غیر طبیعی قاسر. بعد میگویند[١] : طبیعت و قاسر نمیتوانند محدِّد باشند، پس محدّد
حرکت و آن که به حرکت میزان معینی از سرعت میدهد فقط و فقط معاوق است. اگر معاوق نباشد لازم میآید حرکت حد نداشته باشد یعنی در لا زَمان واقع شود، و «حرکت در لا زَمان واقع شود» یعنی حرکت حرکت نباشد.
تقسیمی که خواجه بیان کرده
این، روح حرف خواجه بود، منتها خواجه تقسیمی هم بیان کرده. میفرماید: حرکت یا نفسانی است یا طبیعی یا قسری. در حرکت نفسانی چون خود نفس شعور و فکر دارد محدِّد حرکت نیز هست؛ یعنی اراده انسان به حرکت حد میدهد، که من که حرکت میکنم تند بروم یا کند بروم و خلاصه با چه سرعتی بروم، البته در حدی که برایم امکان دارد.
[١] . ما بيان اين مطلب را بعدا عرض میكنيم.