مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦٤
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥٦٤
«ب» انجام بدهد، پس باید در یک ثانیه انجام بدهد، یعنی برابر زمان حرکت جسم «الف»، در حالی که جسم «الف» عدیمالمیل و المعاوق بود و جسم «ج» ذی المیل و المعاوق است و محال است عدیمالمیل و ذیالمیل اگر با یک قوه مسافت واحد را طی کنند، در زمان واحد و با سرعت واحد طی کنند، بلکه باید اختلاف داشته باشند. این، برهانی بود که اقامه کردهاند.
اشکال به این برهان
ما در این برهان به این شکل خدشه میکنیم[١] : ما در تناسب فقط دو حرکت را میتوانیم با یکدیگر بسنجیم. اول جسم «الف» را با جسم «ب» میسنجیم. در اینجا این طور میگوییم: جسم «الف» با قوه معین مسافت معین را در زمانی طی کرد و جسم «ب» همان مسافت را در ده برابر آن زمان طی کرد. نتیجهای که از این مقایسه میگیریم این است: پس سرعت جسم «ب» عُشر سرعت جسم «الف» است. این نتیجه درستی است ولی شما نمیخواهید این نتیجه را بگیرید؛ یعنی این، مقایسهای است میان جسم «الف» و جسم «ب» و از این مقایسه و تناسب نتیجه درستی میگیریم، منتها این نتیجه غیر از مدعایی است که در اینجاست.
میرویم سراغ ]تناسب[ دوم. در ]تناسب[ دوم ما میان جسم «ب» و جسم «ج» حساب میکنیم. در اینجا باز بنای حرف بر این است که این دو جسم مسافت معین را طی کردهاند؛ یعنی آنچه از ثلاثه متناسبه در آن اتفاق دارند مسافت است. همچنین با قوه معین هم طی کردهاند. البته قوه معین در مدعا دخیل نیست چون اساسا جزء ثلاثه متناسبه نبود، ولی ضرری هم به برهان نمیزند. پس جسم «ب» و جسم «ج» مسافت معین را با قوه معین طی کردهاند. بعد شما میگویید: این دو در دو زمان مختلف هم طی کردهاند، چون معاوقتشان در یک درجه نیست (فرض این است که جسم «ج» یک دهم جسم «ب» معاوقت دارد) و محال است دو جسم با یک قوه حرکت کنند در حالی که معاوق در یکی بیشتر از دیگری است و در عین حال در زمان واحد و با سرعت واحد حرکت کنند. پس لازم میآید که این دو در دو
[١] . اين خدشه غير از خدشههايی است كه ديگران كردهاند و لااقل طرز بيان فرق میكند. حق اين بودكه ديگران هم همين طور خدشه میكردند.