مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥٩
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥٥٩
متوقف شود، ولی ]نسبت زمانها [در حدی متوقف نشود. بنابراین ممکن است که اینها هیچ وقت برابر با یکدیگر نباشند؛ یعنی ]ممکن است بگوییم[ همیشه نسبت زمانی عدیم المیل ]با ذی المیل[ آنقدر کم است که هیچ وقت نسبت زمانی ضعیف المیل با ذی المیل القوی نمیشود این قدر کم باشد.
شک دوم
اشکال دیگر: ما نمیگوییم که میل به حدی از ضعف که میرسد، از آن کمتر دیگر نمیتواند وجود داشته باشد، بلکه میگوییم: ممکن است میل را هرچه کمتر فرض کنیم از آن کمتر هم بشود وجود داشته باشد، ولی هر میلی معاوق نیست، بلکه میلها در یک حد معینی میتوانند معاوق اجسام باشند و از آن حد که تنزل کردند دیگر معاوق نیستند؛ مثلا میگوییم: میل مخالف، تا یک میلیونم گرم میتواند معاوق باشد اما میل از این کمتر، با اینکه میتواند وجود داشته باشد ولی دیگر نمیتواند معاوق باشد. بنابراین هر میلی حد نصابی دارد که تا آن حد نصاب، معاوق است و از آن حد که بگذرد دیگر معاوق نیست.
شک سوم
شک دیگری که اینجا کردهاند این است: شما آمدهاید دو نسبتی را با یکدیگر سنجیدهاید که ممکن است با یکدیگر قابل انطباق نباشند، در حالی که نسبتها باید با یکدیگر قابل انطباق باشند. مثلا اعداد نسبت به یکدیگر نسبتهای مختلفی دارند : مثلا یک عدد نسبت به عدد دیگر عادّ است و عدد دیگر نسبت به آن، معدود. نسبت عادّ و معدود به این صورت است: هر دو عدد ـ که قهرا یکی از دیگری کمتر است ـ وقتی عدد کوچکتر را از عدد بزرگتر وضع کنیم، اگر عدد کوچکتر بتواند عدد بزرگتر را با وضعهای متوالی فانی کند، به عدد کوچکتر میگوییم «عادّ» و به عدد بزرگتر میگوییم «معدود». مثلا عدد ٣ نسبت به عدد ١٢ عادّ است، همچنین عدد ٤ و ٦ . ولی عدد ٥ عادّ عدد ١٢ نیست. گاهی دو عدد متشارکند یعنی عدد کمتر عادّ عدد بزرگتر نیست، ولی عادّ مشترک دارند. مثلا عدد ٨ و عدد ١٢ متشارکند چون عدد ٤ عادّ هر دو است.
اینجا شخص ]شک کننده[ میگوید: ممکن است نسبت زمان عدیم المیل و