مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥٥
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥٥٥
که جسم عدیم المیل طی کرده است. میگوییم: چه اشکالی دارد؟ میگوید: بنابراین لازم میآید عدیم المیل (جسم الف) و ذیالمیل الضعیف (جسم ج) یکسان باشند، در حالی که محال است عدیم العائق و ذیالعائق یکسان اثر بپذیرند.
درست توجه کردید! مدعا این است: کلّ جسم لابدّ أن یکون فیه مبدأ میل مستقیم أو مستدیر، و این که جسم عدیم المیل محال است. چرا جسم عدیم المیل محال است؟ چون هر جسمی امکان حرکت دارد و اگر جسم، عدیم المیل باشد لازم میآید حرکتش در لا زَمان صورت بگیرد و این محال است. حال، طرف صحبت ما کسانی هستند که میگویند «جسم عدیم المیل محال نیست و حرکت عدیم المیل هم بالاخره در زمان صورت میگیرد[١] ». برهانی که اقامه میکنیم به این صورت است: بعد از اینکه این مقدمه را ثابت کردیم که زمان و مسافت و سرعت، سه امر متناسبند و اگر دو شئ در دوتای از اینها متفق بودند قهرا در سومی هم متفقاند ، و نیز اگر در یکی متفق بودند و در دیگری به نسبت معین اختلاف داشتند، در سومی هم به همان نسبت معین اختلاف دارند، میگوییم: سه جسم را فرض کنید که اولی (الف) عدیم المیل است و دومی(ب) قوی المیل المخالف است و سومی(ج) ضعیف المیل المخالف است. شما میگویید «حرکت جسم عدیم المیل مانعی ندارد» و قبول دارید که حرکت جسم عدیم المیل زمان میخواهد. فرض میکنیم جسم «الف» مسافت معینی را در یک ثانیه طی میکند. میرویم سراغ قوی المیل. جسم «ب» قهرا و قطعا این مسافت معین را در زمانی برابر با زمان جسم «الف» طی نمیکند؛ چون لازم میآید وجود معاوق و عدم معاوق علیالسویه باشند و چنین چیزی محال است. پس قوی المیل این مسافت را در زمان بیشتری طی میکند. حال شما فرض کنید این زمانِ بیشتر ده برابر است؛ یعنی اگر مثلا جسم «الف» در یک ثانیه طی کرده، جسم «ب» در ده ثانیه طی کرده است.
حال میآییم سراغ جسم «ج». آیا میتوان جسم دیگری فرض کرد به نام جسم «ج» که آن هم ذی المیل و ذی المعاوق باشد ولی ذی المیل الضعیف و ذیالمعاوق الضعیف و نسبت معاوقتش با معاوقت ذی المیل القوی، همان نسبت زمان ذیالمیل القوی با زمان عدیم المیل باشد؟ (یعنی معاوقت جسم «ج» عُشر
[١] . اينها نمیگويند «حركت عديم الميل در لازَمان است» چون محال بودن چنين چيزی واضح است.