مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٨
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥٤٨
و لاتناهی». این خودش مسألهای است که: آیا قوهها و نیروها متصف به زیاده و نقصان و تناهی و لا تناهی میشوند یا نه؟
در اینجا شبههای هست که میگوید: قوه متصف به زیاده و نقصان و تناهی و لاتناهی نمیشود؛ چون زیاده و نقصان و تناهی و لا تناهی از صفات کمّیات[١] است و قوه از نوع جوهر است و در جوهر از آن جهت که جوهر است زیاده و نقصان معنی ندارد همچنان که تناهی و لا تناهی معنی ندارد.
جواب این شبهه این است: بله، جوهر بما هو هو متصف به زیاده و نقصان نمیشود، ولی اگر جوهر به یک کمّیت یا به یک امر ذی کمّیت[٢] تعلق داشته باشد (یا به عبارت دیگر: اگر عدد یا مقدار و کمّیت به جوهر تعلق داشته باشند) به اعتبار آن کمّیت، این ]جوهر [هم متصف به زیاده و نقصان میشود. مثلا اگر قوهای اثر داشته باشد ـ که هر قوهای هم اثر دارد ـ اثر آن قوه اگر عدد داشته باشد یا ذی مقدار باشد، در این صورت قوه به اعتبار اثر، متصف به زیاده و نقصان یا تناهی و لا تناهی میشود.
اتصاف حرکت به زیاده و نقصان و تناهی و لا تناهی
حال اول ببینیم خود حرکت چگونه متصف میشود به زیاده و نقصان و به تناهی و لاتناهی. ببینید! زیاده و نقصان در حرکت، گاهی عددی است و گاهی مقداری. «عددی» به معنی حرکات متعدد است. مثلا در رمی و تیر اندازی که خودش یک تحریک و ایجاد حرکت است وقتی کسی پنج تیر انداخت و کس دیگری ده تیر، میگوییم «تیر اندازی این، بیشتر است از تیر اندازی آن». پس حرکت از نظر عدد متصف میشود به زیاده و نقصان.
اما از نظر مقدار: مقدار در باب حرکت همان زمان است. این هم دو گونه است : یک وقت از نظر زیاده در نظر میگیریم، و یک وقت از نظر نقصان. از نظر زیاده مثل اینکه: یک حرکت یک ساعت است، حرکت دیگر دو ساعت، حرکت دیگر هزار ساعت، و حرکت دیگری از نظر زمان غیرمتناهی است[٣] .
[١] . كمّيات متصل و كمّيات منفصل.
[٢] . يعنی به يك امر ذی عدد يا ذی مقدار.
[٣] . يعنی حركتی است كه در زمانِ غير متناهی ادامه دارد.