مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٥
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥٤٥
ولی در متن نیاوردهاند. منتها نظر به اینکه ما مقصد و هدف این آقایان را از جاهای دیگر میدانیم، این اشکال را جدی نمیگیریم. حرف این آقایان مجموعا در دو باب، یکی در این فصل و یکی هم در فصل امتناع خلأ، بیان شده است. اساس نظریه اینها بر این است که حرکت از طرفی نیازمند به یک قوه محرکه است که آن را ایجاد کند و از طرف دیگر نیازمند به یک عائق است که مانع آن بشود. میگویند: حرکت همیشه در میان دو قوه متخالف و متضاد صورت میگیرد: از یک طرف آن قوهای که سائق و راننده است و از طرف دیگر آن قوه یا قوههایی که عائق و مانعاند، و اگر حرکت صرفا با قوه سائق باشد و قوه یا قوای مانعی در کار نباشد لازمهاش این است که با سرعت غیرمتناهی صورت بگیرد و این، لازمهاش این است که حرکت در لازَمان صورت بگیرد، و حرکت در لا زَمان محال است.
اشکال دوم
مطلب دیگر این است که لازمه حرف شما این است که میزان سرعت و بطو هر حرکتی فقط بستگی داشته باشد به وجود عائق[١] . گفتید: «اگر عائق نباشد حرکت
جسم باید با سرعت نامتناهی و در لا زَمان صورت بگیرد، پس باید عائق وجود داشته باشد تا حرکت، متناهی بشود». بسیار خوب، بعد که حرکت، متناهی شد میزان سرعتش چقدر است؟ در واقع شما میزان سرعت حرکت را وابسته کردید به میزان عائق، هر اندازه عائق بیشتر باشد سرعت کمتر است و هر اندازه عائق کمتر باشد سرعت بیشتر است به طوری که اگر فرض کنیم عائقی در کار نباشد باید سرعت غیرمتناهی باشد.
لقائل أن یقول: خود صورت جسمیه قطع نظر از عائق بیرونی و درونی، اقتضای مقداری از زمان را دارد. به تعبیر دیگر: حرکت از آن جهت که حرکت است اقتضای مقداری از زمان را دارد[٢] . مثل اینکه بگوییم: مقتضای ذات حرکت این است که با سرعت سیصد هزار کیلومتر در ثانیه باشد و از این بیشتر امکان ندارد، و سرعت
[١] . در باب خلأ اين حرف را گفتهاند و نظريه امروز هم متكی بر همين اصل است. روی اين مطلب بايدبيشتر دقت كنيم.
[٢] . اين مطلب را ممكن است به حركت نسبت بدهيم و ممكن است به جسم نسبت بدهيم، امروز بيشتر بهجسم نسبت میدهند ولی قدما به حركت نسبت میدادند.