مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤١
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥٤١
الافلاک[ که به عقیده قدما حرکت مکانی برایش محال است، نه به دلیل جسم بودنش است بلکه به دلیل خصوصیت فلکیتش است.
مقدمه دوم
مقدمه دوم: اگر جسمی حرکت کند، یا مبدأ این حرکت در این جسم هست یا نیست. اگر مبدأ این حرکت در آن هست مدعا ثابت میشود. اما اگر مبدأ این حرکت در آن نباشد، یا مبدأ ضدش در آن هست ]و یا اینکه هیچ مبدئی در آن نیست. اگر مبدأ ضدش در آن باشد[ پس باید این حرکت به وسیله یک قوه و میل خارجی در این جسم ایجاد شده باشد. مثلا اگر سنگی را از بالا رها کنیم، به پایین میافتد. این سنگ حرکت میکند و در آن، مبدأ این حرکت وجود دارد چون حرکتی است طبعی. اما اگر سنگی را از پایین به طرف بالا پرتاب کنیم در این سنگ مبدأ این حرکت وجود ندارد، بلکه مبدأ ضدش وجود دارد؛ یعنی این سنگ میخواهد به طرف پایین بیاید ولی ما با یک نیروی قاسر آن را به طرف بالا پرتاب میکنیم.
پس اگر مبدأ حرکت در جسم نبود بلکه مبدأ خلاف آن در جسم بود، این حرکت حرکتِ مع العائق است؛ چون وقتی این سنگ به طرف بالا میرود، از یک طرف قوهای ]که بر آن وارد میشود[ آن را به طرف بالا حرکت میدهد و از طرف دیگر عائق، مانع این حرکت میشود؛ چون فرض این است که در خود این سنگ میل به سوی پایین است و حال آنکه ما با یک قوه بیشتر آن را به طرف بالا به حرکت در میآوریم. شکی نیست که چنین حرکتهایی در عالم ممکن است؛ همه حرکتهای قسری از این قبیل است.
حال میگوییم: اگر این طور باشد باز هم مدعا ثابت است؛ چون یک وقت جسمی حرکت میکند و مبدأ این حرکت در خود این جسم هست (مثل سنگی که از بالا به پایین میآید؛ این از مواردی است که در جسم مبدأ یک حرکتی هست منتها مبدأ همان حرکتی که الان جسم دارد). و یک وقت جسمی را در جهتی به حرکت درمیآوریم که در آن جسم مبدأ ضد این حرکت هست (این میشود حرکت مع العائق)، اینجا هم باز در این جسم مبدأ حرکت وجود دارد.
شقّ سوم این است که وقتی این جسم را به حرکت در میآوریم، نه مبدأ خود این حرکت در آن وجود دارد و نه مبدأ ضد این حرکت؛ یعنی بیمیلِ مطلق است.