مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٩
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥٣٩
باشد. این، مدعای ما در اینجاست.
طرح بحث به بیانی دیگر
اگر بخواهیم این مطلب را به بیانی دیگر ذکر کنیم میگوییم[١] : آیا در عالم، جسم مطلق وجود دارد یا نه؟ در منطق وقتی اجناس و انواع را ذکر میکنند یکی از آنها را با عنوان «جسم مطلق» ذکر میکنند. مقصود از «جسم مطلق» جسمی است که فقط جسم باشد؛ یعنی جسمی که نوع باشد و نوعیتش به جسمیتش پایان پذیرفته باشد؛ یعنی جسمی که در خارج، «بشرط لا» باشد؛ یعنی جسمی که در خارج ، فقط جسم باشد و غیر از جسمیت هیچ عنوانِ فصلی دیگری نداشته باشد. این اجسامی که الان در عالم وجود دارند همه جسمهایی هستند که عنوان دیگری غیر از جسمیت هم بر آنها صادق است؛ مثلا این انسان یا حیوان یا نبات، همه جسماند ولی جسم خاص : جسم انسان، جسم حیوان، جسم نامی، که اینها همه به منزله یک سلسله عناوین و فصول ذاتی است که بر جسم حمل میشود.
حال آیا در عالم خارج، جسم یا اجسامی وجود دارند که نوعیتشان فقط به جسمیتشان باشد و بشرط لای واقعی باشند؟ توجه داشته باشید که هر جسم خاصی را میتوانیم جسمیتش را بشرط لا اعتبار کنیم که به این اعتبار میشود «نوع»، ولی اینجا مقصودمان اعتبار نیست، بلکه مقصودمان جسمی است که بشرط لا باشد ولی نه صرفا به اعتبار ما، بلکه واقعا و حقیقتا؛ یعنی جسمی که هیچ عنوان ذاتی غیر از جسمیت نداشته باشد.
این مطلب از مواردی است که در آن، نظریه علم جدید متفاوت از علم قدیم است. در علوم جدید تقریبا مبنا بر این است که اجسامی وجود دارند که غیر از جسمیت چیز دیگری ندارند[٢] . این، تعبیر دیگری بود برای این مدعا.
بیان سوم برای طرح بحث
باز اگر بخواهیم مطلب را به تعبیر دیگری ذکر کنیم میگوییم: در باب اجسام
[١] . البته مرحوم آخوند چنين بيانی را ذكر نكردهاند.
[٢] . بايد روی اين مطلب بحث كنيم كه واقعا چنين هست يا نه.