مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٥
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥٢٥
این مطلب که عرض کردم، خیلی با ارزش است و در خیلی جاها به درد میخورد. ]این فرضیه که «ملاک صحت علم، عمل است» امروز[ آنقدر شایع شده که در یک سلسله نوشتههای اسلامی امروزی[١] هم آن را تأیید میکنند. اینها
نمیدانند که این حرفها در همان مرکز خودش هم به بنبست رسیده است. میگوید : ما برای اثبات خدا باید او را در عمل آزمایش کنیم. بعد که چنین گفت، میگوید : خدا باید به چشم هم دیده شود، چون اگر دیده نشود ذهنی میشود نه عینی!
این مطلب را به این مناسبت عرض کردم که در بحث فعلی خودمان شما میبینید که چهار تئوری فلسفی وجود دارد که هر چهار تا به یک نتیجه میرسد. اگر خودمان دنبال برهان نرویم و نظریه علمای امروز را که میگوید «حرکت نیازمند به محرک نیست» اخذ کنیم، به این نتیجه میرسیم که هر جسمی هر وضعِ حرکتی و سکونی که دارد، برای همیشه ادامه میدهد. اگر حرف متکلمین یا بوعلی یا صدرالمتألهین را نیز اخذ کنیم به همین نتیجه میرسیم. یعنی چهار فرضیه در آنِ واحد به یک نتیجه عملی میرسند. این خودش دلیل بر این است که رسیدن یک فرضیه به نتیجه عملی دلیل بر صحت آن فرضیه نمیشود. بله از آن طرف، اگر فرضیهای قابل آزمایش باشد باید به نتیجه عملی هم برسد. پس معلوم شد که این حرف امروزیها که میگویند «یگانه معیار علم، عمل است» و کسی هم جرأت نمیکند آن را رد کند، قطعا باطل و نامربوط است.
بررسی نظریههای مطرح در مورد حرکت قسریه :
نقد نظریه متجددین
بنابراین ما برای تشخیص صحت و سقم این چهار نظریه باید برگردیم به معیارهای نظری و فلسفی خودمان. ]یکی از معیارهای نظری ما این است که[ قانون علیت، استثناءبردار نیست. اول میرویم سراغ نظریه متجددین. میگوییم: شما که میگویید «جسم هر وضع حرکتی یا سکونی داشته باشد، ]اگر به مانعی برخورد نکند[ برای همیشه این وضع را ادامه میدهد»، اگر مقصودتان این است (که ظاهر حرف هم همین است) که حرکت نیازمند به محرک نیست (یعنی قابل، کافی است و
[١] . اين چرت و پرتها برای عالم اسلام مصيبت و بلايی شده است.