مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٣
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥٢٣
باشد در آنِ واحد چند فرضیه به همین نتیجه منتهی شود، نمیتوانیم مطمئن باشیم که نتیجه عملی دادنِ فرضیه ما دلیل بر صحت آن است.
میدانید علت منطقی قضیه چیست؟ علت این است که وقتی ما میگوییم «اگر فرضیهای در عمل نتیجه داد درست است» همین جا یک قیاس استثنایی تشکیل دادهایم. در قیاس استثنایی که یک جزئش قضیه شرطیه است چهار حالت تصور میشود: وضع مقدم و نتیجه گرفتنِ وضع تالی، رفع مقدم و نتیجه گرفتن رفع تالی، وضع تالی و نتیجه گرفتن وضع مقدم، و رفع تالی و نتیجه گرفتن رفع مقدم. از این چهار حالت دو حالت نتیجه میدهد و دو حالت نتیجه نمیدهد. از وضع مقدم وضع تالی نتیجه میشود ولی از وضع تالی وضع مقدم نتیجه نمیشود، همچنین از رفع تالی رفع مقدم نتیجه میشود ولی از رفع مقدم رفع تالی نتیجه نمیشود. وقتی من میگویم «اگر این فرضیه درست باشد به این نتیجه عملی میرسم» و وقتی به نتیجه عملی رسیدم میگویم «پس این فرضیه درست است»، در واقع یک قیاس استثنایی غلط تشکیل دادهام. در اینجا مقدم، قضیه «اگر این فرضیه درست باشد» است و تالی، قضیه «این نتیجه عملی تحقق پیدا میکند». من از وضع تالی وضع مقدم را نتیجه میگیرم و میگویم: «نتیجه عملی تحقق پیدا میکند پس این فرضیه درست است» و حال آن که از وضع تالی وضع مقدم نتیجه نمیشود. بله، اگر به این نتیجه عملی نرسیم این، دلیل بر بطلان فرضیه هست.
اصطلاح «تکامل فرضیهها» صحیح نیست
به همین دلیل است که ]اصطلاحِ[ «تکامل فرضیهها» صحیح نیست، چون در حقیقت، تکاملی در کار نیست. فرضیهای در علم پیدا میشود و بعد مطابق این فرضیه بسیاری از حوادث توجیه میشود، در اینجا میگوییم: پس این فرضیه درست است. بعد در یک جا میبینیم این فرضیه غلط از آب درآمد، آنوقت است که فرضیه دیگری جای این فرضیه را میگیرد و این فرضیه جدید در منطقه وسیعتری برای ما نتیجه میدهد. در اینجا میگویند «آن فرضیه درست بوده، این فرضیه هم درست است» در حالی که آن فرضیه اول از ابتدا هم غلط بوده. اگر بگویند «اگر غلط بود این همه نتیجه بر آن مترتب نمیشد» میگوییم: غلط بود و نتیجه میداد.
امروز غلط بودن هیئت و طب قدیم مسلّم است. هیئت قدیم بر اساس فرض