مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥٢
لابد خود آن فضیلت بر این فضیلت نوعی تقدم دارد. پس خود فضیلتها بر یکدیگر تقدم بالذات دارند، سلمان بر ابوذر تقدم به تبعِ فضیلت دارد. چون متلبس به فضیلتی است که آن فضیلت بر آن فضیلت دیگر تقدم دارد پس سلمان تقدم دارد.
در این قبلیت و بعدیتهایی که مجامع با یکدیگر نمیشوند باید ما برسیم به یک حقیقتی که قبلیت و بعدیتِ غیر مجامع یعنی قبلیت و بعدیتی که امکان حضور و اجتماع با یکدیگر را ندارند ]عین ذاتش باشد؛[ به عبارت دیگر به یک قبلیت و بعدیتی برسیم که حقیقتش عین تصرّم و حدوث دائم و انقضا باشد. این همان چیزی است که ما اسمش را «زمان» میگذاریم[١] .
[١] . سؤال : چرا خود حركت نباشد؟استاد : بعد همين بحثها خواهد آمد، میگوييم اين خود حركت است. پس ما يك حقيقتی داريم كه آنحقيقت ملاك تقدم و تأخر است. بعد میبينيم حركت از آن جهت كه حركت است يعنی قطع نظر از آنخصوصيت امتدادیاش ملاك تقدم نيست يعنی يك شیء از آن جهت كه متحرك است معنی ندارد كهبر شیء ديگر تقدم زمانی داشته باشد، يعنی اگر ما اعتبار ماوراء حركت نكنيم اين تقدم و تأخر معنیندارد، بايد ماوراء خود حركت يك اعتباری بكنيم ولو آن اعتبار در واقع از تعينی برای حركت سر دربياورد.مكرر اين مطلب را در باب جسم طبيعی و جسم تعليمی گفتهايم كه هر جسم طبيعی دارای جسمتعليمی است و جدا از آن نيست ولی اگر جسم طبيعی را جسم طبيعی اعتبار كنيم و آن تعين را اعتبارنكنيم اصلا جسم طبيعی مقدار ندارد. هيچ وقت جسم طبيعی بیمقدار نيست ولی اگر ذاتش را اعتباركنيم مقدار ندارد، بايد تعينش را هم اعتبار كنيم تا مقدار داشته باشد. حركت هم همين طور است. اگرما ذات حركت را اعتبار كنيم آن كمّيت قابل انقسامی كه اجزائش با يكديگر مجامع نيستند اعتبارنمیشود ولی اگر حركت را با آن تعينش اعتبار كنيم [آن كميت را] دارد. ما بحثمان سر همان تعيناست كه بعد میگوييم آن تعين زمان است.ـ اين در صورتی است كه زمان، عرضِ خارج محمول باشد نه محمول بالضميمه.استاد : خارج محمول باشد؛ عرض تحليلی همان است. ـ پس ما بازاء خارجی ندارد و در ذهن ماست.استاد: مكرر گفتهايم كه اساسآ زمان و حركت در خارج دو چيز نيستند، زمان عارض تحليلی حركتاست، همين طور كه جسم تعليمی عرض تحليلی جسم طبيعی است. ولی اينكه مقدار، عارض تحليلیجسم طبيعی باشد نه عارض خارجی يعنی چيزی نظير خارج محمول، دليل نمیشود كه بگوييم اينعين اوست، چون فرق است كه شیء را بدون تعينش اعتبار كنيم يا با تعينش اعتبار كنيم و به عبارتديگر تعين شیء را اعتبار كنيم. اينها را بعد خواهيم گفت ولی اين [مطلب با وجود خارجی زمان]منافات ندارد. پس وقتی ما میگوييم زمان مقدار حركت است، قبلا به شما گفتهايم كه فرق هر مقداریبا متقدر خودش فرق بين تعين و شیء مبهمی است كه با آن تعين متعين میشود.