مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٩
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥١٩
در اینجا علیت هست ولی آنچه که علت حرکت است و حرکت به سبب آن ادامه پیدا میکند کیفیتی است ملموس به نام میل[١] .
و اما بنا بر نظریه صدرالمتألهین خود «میل» هم، کیفیتی است که وجودش قابل ادامه نیست مگر به تبع امری اصیل. ایشان میگوید: درست است که اینجا میلی وجود دارد، ولی باید ببینیم خود این میل، معلول چیست. میل نمیتواند صرفا معلول همان عامل اول باشد، بلکه آن عاملِ اول سبب یک تغییری در جوهر و طبیعت آن شئ متحرک میشود و آن طبیعت، منشأ میلی میشود که حرکت را به وجود میآورد.
پس، از آنچه که در جلسه قبل عرض کردیم معلوم شد که نظریه علمای جدید که یک نظریه جدید است نظریه جذب و دفع را رد میکند ولی هیچ کدام از این نظریات سهگانه را رد نمیکند. نظریه جدید دو وجهه دارد: یک وجهه علمی و یک وجهه فلسفی (یعنی یک تفسیر فلسفی). آن جنبه علمی قضیه این است که اگر به سبب عاملی، حرکتی در جسمی به وجود بیاید (یا به تعبیر آنها : تغییری در وضع حرکتی جسم به وجود بیاید) این جسم این وضع خودش را برای همیشه حفظ میکند، اعم از اینکه این وضع آن چیزی باشد که ما آن را «سکون» مینامیم و آنها به آن «حرکت با درجه صفر» میگویند، و یا آن چیزی باشد که ما و آنها آن را «حرکت» مینامیم.
پس به هر حال تئوری علمی قضیه این است که جسم هر حالتی از نظر وضع حرکتی داشته باشد، مادامی که عامل خلافی پیدا نشود آن وضع را حفظ میکند. بنابراین اگر فرض کنیم جسمی از ازل یک وضع خاص حرکتی داشته، اگر عاملی از خارج پیدا نشود، این وضع تا ابد ادامه پیدا میکند.
ولی این تئوری علمی تفسیر فلسفی ]نیز[ دارد. این تئوری را لااقل چهار جور میتوان تفسیر کرد: یکی تفسیری است که فرنگیها بیان میکنند و سه تای دیگر تفسیرهایی است که در اینجا[٢] مطرح است.
تفسیری که فرنگیها از این تئوری علمی میکنند این است: پس حرکت نیازمند
[١] . يا بگوييد «كشش»، اسمش را هرچه میخواهيد بگذاريد.
[٢] . [ كتاب اسفار.]