مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٥
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥١٥
یک محرک بیرونی فرض کردهاند. اینجا یکی از موارد اختلاف میان حکمای ما با آنهاست؛ حکمای ما نه خودشان اینچنین میگویند و نه حرف ارسطو را اینچنین تفسیر میکنند. البته شاید در حرف ارسطو ابهامی وجود داشته باشد ولی به هر حال حکمای ما حرف او را اینچنین تفسیر نکردهاند. حکمای ما میگویند «هر حرکتی نیازمند به محرک است اعم از اینکه آن محرک، درونی باشد یا بیرونی» و به ارسطو هم نسبت نمیدهند که گفته باشد محرک همیشه باید بیرونی باشد. ولی امروزیها آنچه از ارسطو نقل میکنند این است که او میگفته «هر حرکتی نیازمند به محرک بیرونی است[١] »؛ مسأله محرک بیرونی هم که امروز باطل شده است؛ پس نتیجه این
است: این که حرکت نیازمند به محرک باشد، از اساس درست نیست.
توجه کردید که ریشه تاریخی قضیه چگونه است؟! نظریه گالیله و نیوتن یک قدم بعد از نظریه ارسطوست[٢] . در مورد نظریه ارسطو آنچه اینها میگویند، یک مقدار
درست است، ]چون[ ارسطو به حرکت قسری درونی ـ آنچنان که ما میگوییم ـ قائل نیست، ولی اینها میگویند «ارسطو معتقد بوده که هر حرکتی نیازمند به محرک بیرونی است» و مسأله محرک درونی را نه خودشان فرض میکنند و نه میگویند ارسطو فرض کرده. بعد هم میگویند: «طبق قانون جبر نیوتن نظریه ارسطو باطل شد، پس آن اصل فلسفی که آن برهان معروف الهیات (برهان باب حرکت) مستند به آن است از بیخ غلط است. حرکت نیازمند به محرک نیست بلکه تغییر حرکت نیازمند به محرک است.»
نظریه نیوتن در تعارض با نظریات متکلمین و بوعلی و صدرالمتألهین نیست
حال اگر ما به این آقایان نظریه متکلمین (یعنی نظریه تولّد) را عرضه بداریم[٣] ، آیا قانون جبر نیوتن همان طور که نظریه ارسطو را رد کرده نظریه متکلمین را هم رد کرده است؟ نه، متکلم در اینجا میگوید: من هم عینا حرف نیوتن را میگویم؛ من هم
[١] . اين به اين معناست كه ارسطو اصلا محرك درونی را در حساب نياورده است.
[٢] . [مقصود استاد اين است كه گاليله و نيوتن به نظريات ديگری كه در فاصله زمانی بين خودشان وارسطو مطرح شده، توجه نداشتهاند.]
[٣] . ما هنوز درباره درست يا غلط بودن هيچكدام از اين نظريهها بحث نكردهايم؛ فعلا در حال بيانتاريخچه هستيم.