مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٤
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥١٤
که مطلب اینچنین نیست که هر شیئی که بخواهد حرکت کند نیازمند به عامل محرکی است که همراه آن باشد (آن طور که ارسطو فرض کرده)، بلکه خاصیت جسم این است که هر حرکتی به آن بدهید این حرکت را در خود حفظ میکند و نگه میدارد مادامی که عامل دیگری پیدا نشده که تغییری در این حرکت ایجاد کند. (تغییر یعنی اینکه جهتش را عوض کند یا شدتش را کم یا زیاد کند و یا به صفر برساند.)
تفسیر فلسفی نظریه نیوتن از نظر دانشمندان جدید
آنوقت ]این علمای جدید[ میگویند: پس آن اصل مسلم ارسطویی که در فلسفه و بالخصوص در الهیات از آن استفاده میشد و دو هزار سال بر فیزیک حکومت میکرد و میگفت «حرکت نیازمند به محرک است» سقوط کرد. حرکت نیازمند به محرک نیست، بلکه تغییر حرکت نیازمند به علت است؛ یعنی اگر این شئ مثلا حرکت ١٠ درجهای دارد و میخواهیم حرکتش را به ١٥ درجه برسانیم و یا برعکس، یا اینکه در جهت خاصی میرود و میخواهیم مسیرش را عوض کنیم، یا اینکه حرکتش به صفر رسیده و میخواهیم آن را از صفر مثلا به درجه ١٠ برسانیم، اینها نیازمند به علت است. (از نظر اینها سکون هم، درجهای از حرکت است؛ یعنی سکون را حرکتی میدانند که به صفر رسیده است.)
]پس طبق بیان این آقایان[ این اصل فیزیکی در تفسیر خودش سر از یک اصل فلسفی درآورد که میگوید: حرکت نیازمند به محرک نیست؛ یعنی اگر حرکتی را فرض کنیم که تا ابد هم ادامه پیدا کند احتیاج به عامل ندارد. ]همچنین[ اگر یک حرکت ازلی فرض کنیم نمیتوانیم بگوییم به این دلیل که حرکت است محرک میخواهد؛ مثلا اگر فرض کنیم فلکی هست که از ازل حرکت میکرده است بدون اینکه حرکتش ذرهای آهستهتر یا تندتر شود یا وضعش تغییر کند[١] ، این حرکت
احتیاجی به علت ندارد؛ چون تغییری در این حرکت پیدا نشده است.
بنابراین، این آقایان مطلب را از ارسطو به آن شکل گرفتهاند و بعد از اینکه نظریه ارسطو را رد کردهاند به چنین تفسیری فلسفی رسیدهاند. وقتی ارسطو میگوید «هر حرکتی نیازمند به محرک است» قهرا این آقایان از اول آن محرک را
[١] . مثل آنچه كه قدما میگفتند، كه البته امروزيها به آن قائل نيستند.