مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٠
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥١٠
است منشأ الهام شیخ همان حرف متکلمین باشد.
به هرحال شیخ میگوید: وقتی که شیئی حرکت میکند چه به حرکت طبیعی و چه به حرکت قسری، غیر از خود این جسم و طبیعت این جسم که جوهر است یک کیفیت ملموس هم در آن پیدا میشود که این کیفیت همان فشاری است که آن را احساس میکنیم. وقتی شما دستتان را زیر جسمی میگذارید که از بالا به پایین میآید کیفیتی را لمس میکنید به نام «فشار» یا «میل». شیخ میگوید: در حرکات طبعی، طبیعت، منشأ یک میل میشود و میل منشأ حرکت میشود. (قبلا عرض کردیم این اصطلاحات در کلمات حکما مخلوط میشود. اگر بخواهیم اصطلاحات مخلوط نشود بهتر است در مقابل «قسری» کلمه «طبعی» را به کار ببریم و در مقابل «ارادی» بگوییم «طبیعی».) پس در حرکت طبعی، طبیعت (یا بگویید: طبع) میلی ایجاد میکند و آن میل همان است که این شئ را به طرف پایین میکشاند. شیخ میگوید: «در حرکت قسری، قاسر میل ایجاد میکند». پس در واقع طبق حرف شیخ منشأ، طبیعت نیست، بلکه یک میل است. او میگوید: همان طور که ممکن است طبیعت در اجسام میل ایجاد کند قوای بیرونی هم ممکن است در اجسام میلی ایجاد کنند. (این حرف شیخ امروز خیلی مورد توجه و تحسین است.) میگوید: شما وقتی با یک چوب ضربهای به یک توپ وارد میکنید، با این عمل یک میل و کشش و کیفیت و حالتی که با قوه لامسه ملموس است در آن ایجاد میکنید و آن کیفیت است که آن را به طرف بالا میکشد.
پس در واقع باید بگوییم شیخ در اینجا یک نظریه جدید دارد. او نمیخواهد بگوید «علت، طبیعت است» بلکه میخواهد بگوید: علت، میل است؛ یعنی در حرکت طبعی، طبیعت علت است برای میل و میل علت است برای حرکت، و در حرکتهای قسری، قاسر علت است از برای میل قسری و میل قسری علت است از برای حرکت. ولی حکمای دیگر میگویند: خود طبیعت علت است از برای حرکت.
نظر مرحوم آخوند
مرحوم آخوند در اینجا نظریهای دارد که اگرچه به نظریه شیخ و سایر حکما نزدیک است ولی باید آن را نظریه دیگری که مکمل این دو نظریه است تلقی کرد. ایشان به حکم اینکه از یک طرف تغییر و تبدل در جوهر را جائز میداند و از طرف دیگر