مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥١
میگوید ما میدانیم آنچه که متقدم است زمانآ، میتواند در عین اینکه متقدم است، وجودش امتداد پیدا کند تا زمان متأخر، در عین اینکه متقدم بوده مقارن و مع بشود، مثل تقدم اَب بر ابن. هر پدری تقدم زمانی دارد بر ابن خودش ولی ممکن است که معیت زمانی هم داشته باشد. پدری که زنده است و بچهاش متولد میشود و با برههای از عمر بچه خودش زنده است، هم همزمان با بچه خودش است و هم مقدم بر او؛ مقدم بود ولی حالا همزمان است. پس ذات او ملاک تقدم نبود. اگر او متقدم بالذات بود محال بود که معیت داشته باشد و حتی احیانآ ممکن است تأخر زمانی هم داشته باشد: پدری برایش فرزندی متولد میشود، قبل از این فرزند وجود داشته، سالها با فرزند وجود دارد، بعد، فرزند به علت حادثهای میمیرد و پدر وجودش ادامه پیدا میکند. تأخر زمانی هم از فرزند خودش دارد. پس ذات، متقدم نیست.
ممکن است کسی بگوید ملاک تقدم، نفس آن عدم است یعنی اساسآ عدم عمرو بالذات تقدم دارد بر وجود عمرو، و وجود زید متقدم بر وجود عمرو است چون وجود زید مقارن است با عدم قبلی عمرو. از این جهت، بالعرض وجود زید مقدم شده بر وجود عمرو ولی آنچه که بالذات بر وجود عمرو مقدم است خود عدم عمرو است.
میگوید این هم واضح است که چنین نیست چون عدم عمرو حتی ممکن است متأخر از عمرو هم بشود. همین عمروی که قبلا عدمش صادق بود بعد وجودش، بعد معدوم میشود و دومرتبه عدمش شروع میشود. اگر این عدم، بالذات ملاک تقدم میبود نمیتوانست بعد متأخر بشود. درست است، عدمْ مقارن ]وجود[ نمیتواند باشد ولی متأخر که میتواند باشد. پس باید چیزی اینجا وجود داشته باشد که قبلیت و بعدیت میان مراتبش عین ذات این مراتب باشد یعنی ذاتش عین قبلیت و عین بعدیت باشد نه چیزی که به ملاک دیگری غیر از ذات خودش قبل یا بعد شده.
مثلا ما اگر میگوییم سلمان مقدم است بر ابوذر فضیلتآ (تقدم بالفضیله) مقصودمان این نیست که مثلا جلوتر راه میرفت یا پیرمردتر از او بود. وقتی ما میگوییم مقدم است، یعنی فضیلتآ. پس آیا سلمان از آن جهت که سلمان است مقدم است بر ابوذر؟ نه، سلمان از آن جهت که دارای یک سلسله فضائل است و ابوذر هم دارای همان فضائل است، در آنچه که مشترک است با ابوذر یعنی در فضیلت تقدم دارد بر ابوذر.
حال برویم سراغ خود فضیلت. خود فضیلت سلمان بر فضیلت ابوذر چطور؟