مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٤
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٥٠٤
طرح بحث
این بحث از اول به این صورت مطرح شده است: این که در طبیعت میبینیم اگر ضربهای بر شیئی وارد شود آن شئ تا مقدار معینی[١] به حرکت خودش ادامه میدهد،
به چه علت است؟ فرض کنید اینجا گلولهای روی یک صفحه فلزی است. وقتی شما با انگشت تلنگری به این گلوله میزنید تا مقدار زیادی حرکت میکند. یا مثلا سنگی را که به هوا پرتاب میکنید، بعد از آنکه از دست شما جدا میشود مدتی به حرکت خودش ادامه میدهد، و همچنین گلولهای که از دهانه تفنگ خارج میشود. اساسآ یکی از کارهایی که بشر در طبیعت انجام میدهد این طور حرکات است.
حال سؤال این است: علت این حرکت چیست؟ این حرکت را چگونه میشود تفسیر کرد؟ یعنی آن قوه محرک در اینجا چیست؟
این سؤال از آنجا ناشی میشود که علما و مفکرین این طور فکر میکردهاند که معلولِ بدون علت، نه وجود پیدا میکند نه بقا. معلول در بقاء خودش دائر مدار علت است و این در مواردی خیلی واضح است. مثلا وقتی من دستم را حرکت میدهم این تسبیح هم که در دست من است حرکت میکند. همان آنی که من دست خودم را نگه دارم تسبیح هم از حرکت میایستد و اگر آن را رها کنم حرکت دیگری که به جاذبه زمین و قوه ثقل مربوط است انجام میدهد. در اینجا اگر از من بپرسند «چرا تسبیح ایستاد؟» میگویم چون دست من ایستاد. پس تا وقتی که دست من حرکت میکرد تسبیح حرکت میکرد، دست من که ایستاد تسبیح هم ایستاد. آنوقت این طور تفسیر میکنیم: حرکت تسبیح معلول حرکت دست است و چون علت پایان پذیرفت معلول هم پایان پذیرفت.
ولی در موارد دیگری مطلب فرق میکند. مثلا آن وقتی که چوگان در دست گرفتهایم و به توپی ضربهای وارد میکنیم و این توپ مسافت زیادی را طی میکند، علت محرک این توپ چیست؟ در ابتدا به نظر میرسد که همان ضربهای که ما وارد کردیم علت این حرکت است. بله، مسلم است که این ضربه تأثیری دارد، ولی این ضربه نمیتواند علت تامه باشد؛ چون این ضربه در یک «آن» وارد میشود و بعد از
[١] . اين مقدارِ معين، مختلف است و بستگی دارد به اينكه شیء چه شيئی باشد و فضا چه فضايی باشد وضربه چگونه ضربهای باشد.