مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٣
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٤٩٣
عمل و نقشی روی آن میگذارد. نه، این گونه نیست که در طبیعت، قسر و جبرِ دائم باشد و خدا طبیعت را طوری خلق کرده باشد و بعد مثل صنعتگری که هدف او با هدفی که در طبیعت قرار دارد دوتاست، بیاید و کاری علیرغم طبیعت انجام دهد، بلکه خدای متعال طبیعت را طوری خلق کرده که قوایش رامِ یک سلسله قوای مدبّرهاند (فَالْمُدَبِّراتِ أمرآ)[١] که حکما از آنها تعبیر به «نفوس» میکنند و در لسان شرع از آنها تعبیر به «ملائک» شده است. طبیعت در تسخیر ملائک است آنچنان که بدن در تسخیر نفس است که فاعلیت طبیعت بدن در مقابل نفس نه فاعلیت بالجبر است و نه لافاعلیت و فاعلیت مستقیم خود روح.
اینجا معلوم میشود که چقدر نفس و وجود انسان آیت و آینه است برای شناخت عالم! اگر انسان بخواهد عالم کبیر را بشناسد، از روی این عالم صغیر خوب میتواند بشناسد.
به هر حال این اصطلاح «فاعلیت بالتسخیر» و «حرکت بالتسخیر» از مسائل بسیار شریف و عالی فلسفه اسلامی است و در هیچ یک از فلسفههای دیگر دنیا شما این مسأله را پیدا نخواهید کرد. مرحوم آخوند اینجا این مسأله را بالاشاره مطرح کردهاند و در جاهای دیگر هم آن را ذکر کردهاند و شاید در هیچ جا هم آنچنان که باید همه جوانبش را تشریح نکردهاند. به هر حال اصل این نظریه متعلق به ایشان است و این افتخار از آنِ این مرد بزرگ و بزرگوار است.
[١] . نازعات / ٥.