مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٤٩
اشیاء را بسنجیم. برای سنجیدن، آن از همه بهتر است. بشر سابق، زمانی که این مقیاسها اینقدر دقیق نشده بود، وقتی میخواست مقدارها را بسنجد با وجب یا پای خودش میسنجید که هنوز هم اصطلاح «وجب» و «پا» در همه دنیا هست، مثلا میگویند ده هزار پا. هیچ فرقی میان پا و وجب ]و سایر طولها[ در مقدار داشتن نیست ولی از باب اینکه وجب یا پا یک امر نسبتآ مشخص و محدودی است مثلا میگویند طول این درخت پانزده وجب است، یا طول این دیوار ده پاست. همین طور «متر» که امروز رایج است.
دو نظریه است، کدام یک از اینها را بگوییم. آقای طباطبایی استنباطشان این است که همین برهان طبیعیین که ما در اینجا آوردیم دلیل بر این است که آنها برای هر چیزی زمان جداگانه قائل هستند و هر چیز برای خودش زمان دارد. حرکت فلک یا حرکت شبانهروزی و سالانه زمین به اصطلاح امروز، یک معیار است برای سنجیدن زمان سایر حرکات، نه اینکه زمان فقط متعلق به این حرکت است. این است که اینجا حاشیهای اینچنین دارند.
شک ندارد که از بعضی حرفهای مرحوم آخوند از جمله برهان دیگری که نه تنها ایشان بلکه همه ذکر کردهاند همین معنا استنباط میشود که هر چیزی زمانی دارد. ولی این که از برهانی که الآن خواندیم این استنباط را بکنیم کمی مشکل است، با عنوان بحث و با ذیل بحث جور در نمیآید بلکه مرحوم آخوند در بعضی کلماتش تقریبآ تصریح میکند و به گونهای حرف میزند که همان حرف قدما را قبول کرده است که زمان فقط از یک حرکت انتزاع میشود و آن حرکت فلک است منتها قدما میگفتند حرکت وضعی فلک، ایشان میگوید حرکت جوهری فلک، ولی به هر حال آن حرکتی که از آن، زمان انتزاع میشود حرکت فلک است و آن موجودی که از حرکت او زمان انتزاع میشود فلک است. آنوقت فرقش با حرف قدما فقط این میشود که قدما میگفتند حرکت وضعی فلک، ایشان گفته حرکت جوهری فلک. پس، از بعضی حرفهای ایشان استنباط میشود که ایشان هم حرکات جوهری سایر اشیاء را منشأ انتزاع زمان نمیداند ولی از بعضی حرفهای دیگرشان کاملا استنباط میشود که هر چیزی برای خودش زمانی دارد و اگر ما حرکت فلک را مقیاس زمان میگیریم همان مقیاس اعتباری است نه اینکه واقعآ زمان منحصرآ از حرکت فلک انتزاع میشود. این را عرض کردم برای اینکه در ذهن داشته باشید که ما به حرفهای