مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٨
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٤٨٨
را بالذات به یک شئ نسبت میدهیم و بالعرض به شیئی دیگر، و همچنین یک حرکت قسری را بالذات به یک شئ نسبت میدهیم و بالعرض به شیئی دیگر.
خلاصه اینکه: آنچه که مرحوم آخوند در اینجا فرمودهاند، تقسیمات متعدد است و وقتی شئ از جهات متعدد تقسیم شد اقسام با یکدیگر تداخل پیدا میکنند نه اینکه اقسامی باشند در عرض یکدیگر. مثلا در یک تقسیم میگوییم «انسان یا سفید است یا سیاه یا زرد یا سرخ» و در تقسیم دیگری میگوییم «انسان یا عالم است یا جاهل». اینها دو تقسیماند که ربطی به یکدیگر ندارند و اقسامشان هم با یکدیگر تداخل میکنند. باز در تقسیم دیگر میگوییم «انسان یا مسلمان است یا غیر مسلمان». این هم باز تقسیم جداگانهای است. اقسامی را که در این تقسیمها ذکر شدهاند نمیتوان در یک تقسیم جمع کرد.
اختلاف در مورد مسأله حرکت نبض
مسأله دیگری که اینجا مطرح میکنند این است که میفرمایند: در بسیاری از موارد در تشخیص اینکه کدام حرکت ارادی است و کدام حرکت طبیعی، اشتباهی نیست، لکن اطباء (یا اطباء فیلسوف[١] ) در مسأله حرکت نبض اختلاف کردهاند. در این مسأله دو اختلاف هست. اختلاف اول ـ که مقداری هم عجیب به نظر میرسد ـ این است که آیا حرکت نبض طبیعی است یا ارادی؟ حاجی از اینکه که کسی احتمال بدهد حرکت نبض ارادی باشد اظهار تعجب میکند. حرکت نبض و حرکت قلب به یکدیگر وابستهاند؛ اگر حرکت قلب ارادی باشد حرکت نبض هم ارادی میشود، ولی حرکت قلب را هیچ کس نمیگوید ارادی است.
بحث دیگری که در حرکت نبض داشتهاند این است که آیا حرکت نبض أینی است یا وضعی و یا کمّی؟ باز حاجی اینجا اظهار تعجب میکند و میگوید چه کسی احتمال میدهد که حرکت نبض أینی باشد به این معنا که نقل مکان بکند؟! آنچه که مورد سؤال است فقط این است که حرکت نبض آیا وضعی است یا کمّی؟ آنهایی که میگویند «حرکت نبض کمّی است» میگویند حرکت نبض عملی است نظیر عمل قلب و همان طور که حجم قلب کوچک و بزرگ میشود نبض هم انبساط و انقباض
[١] . در قدما معمولا اطباء، فيلسوف هم بودند و اكثر فلاسفه هم طبيب بودند.