مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٧
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٤٨٧
اگر شئ را به ذات خود واگذاریم) آن را دارد. چنین حرکتی درونی است و به عوامل بیرونی ارتباط ندارد و اصطلاحا به آن «حرکت طبعی» میگویند، نه طبیعی.
اما اگر عاملی از بیرون در حرکت شئ دخالت کرده است، به این حرکت میگوییم حرکت قسری. پس تقسیم حرکت به بالطبع و بالقسر تقسیم جداگانهای است.
تقسیم حرکت به ارادی و طبیعی
تقسیم دیگر این است: مبدأ حرکت یا مقرون به شعور و اراده و ادراک است یا نه. اگر مقرون به شعور و اراده بود به آن میگوییم حرکت ارادی، و اگر مقرون به شعور و اراده نبود به آن میگوییم حرکت طبیعی.
در تقسیم دوم که «طبع» در مقابل «قسر» قرار گرفته است طبع به معنی ذات شئ است لو خلّی و طبعه، اعم از اینکه این شئ صاحب اراده باشد یا نباشد. روی این حساب حرکتهای ارادی هم یا طبعی است یا قسری؛ چون حرکت ارادی یک حرکت درونی است و این حرکت درونی گاهی معلول علتی بیرونی است و گاهی معلول علتی بیرونی نیست. فیالجمله این گونه یادم هست که خود مرحوم آخوند هم در بسیاری جاهای دیگر حرکت قسری را به حرکتهای طبیعی یا ارادی محدود نمیکند. انسان گاهی چیزی را به مقتضای ذاتش اراده میکند، یعنی غریزه و فطرتش چنین حکم میکند. هر کاری را که انسان به مقتضای غریزه و فطرتش انجام بدهد طبعی اوست. از طرف دیگر انسان خیلی کارها را بر ضد غریزه و فطرتش[١] انجام میدهد؛ یعنی یک عامل بیرونی سبب میشود که انسان موقتا کاری را برخلاف غریزه و طبیعتش انجام دهد. مثلا انسان به حسب غریزهاش عادل است ولی گاهی عوامل خارجی باعث میشود از غریزه عدالتش خارج شود و بر ضد آن عمل کند. این طور حرکات، حرکات قسری ارادی است. بنابراین حرکات قسری اختصاص به اشیاء بیجان و بیاراده و شعور ندارد.
در حرکت بالذات و بالعرض هم مطلب همین طور است. یک حرکت طبیعی را بالذات به یک شئ نسبت میدهیم و بالعرض به شیئی دیگر، و نیز یک حرکت ارادی
[١] . همان فطرت ارادیاش.