مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٧
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٤٧٧
طبیعت قرار گرفته و تعادل برقرار شده باشد این است که اگر یک لحظه سکون برقرار شود همیشه سکون برقرار بماند، چون مقاوم (یعنی هوا) از بین رفته است. جواب میدهیم: ]درست است که مقاومت هوا از بین رفته، ولی[ طبیعت که از بین نرفته است. این مثل این است که میگوییم در یک انسان مریض که بیماری بر طبیعت غلبه دارد، هم طبیعت فعالیت میکند که بیماری را از بین ببرد و هم عامل بیرونی که دوا باشد. تا میرسد به حدی که آن عامل خارجی دیگر قدرتش را از دست میدهد و نیروی بیماری و نیروی طبیعت مساوی میشوند، ولی طبیعت فعالیتش را از دست نداده است[١] .
بنابراین وقتی که شئ میرسد به آن نقطه ]تعادل[، با اینکه آن عامل مقاوم خارجی (یعنی هوا) از بین رفته است، ولی عامل دیگری که خود طبیعت باشد ـ که دائما بر ضد میل قسری فعالیت میکند و در حال تضعیف آن است ـ سر جای خودش باقی است[٢] .
جواب فخر رازی از دلیل قائلین به عدم تخلل سکون
بعد مرحوم آخوند جوابی را از فخر رازی نقل میکنند و میگویند: این جواب جدآ رکیک است. فخر رازی از این برهان[٣] این گونه جواب داده است: این سکون به جهت یک ضرورت پیدا شده و ضرورت هم اصلا علت نمی خواهد. نیاز به علت در
[١] . سؤال : عامل خارجی نيست، خود طبيعت است كه الان مقسور است.استاد : توجه نكرديد! فرض كنيد ميزان قدرت طبيعت اين است كه ٢ سانتیگرم ميل (يعنی كشش)ايجاد كند. قوه قاسره آمده ١٠ سانتیگرم ميل در طبيعت ايجاد كرده؛ يعنی در طبيعت يك ميلجديدی كه خلاف مقتضای آن است ايجاد كرده است. پس خود طبيعت میخواهد ميل خودش رابياورد ولی ٢ سانتیگرم بيشتر نمیتواند ميل ايجاد كند. اينجا ميل قسری كه بيشتر است بر ميلطبيعت غلبه پيدا میكند. هر وقت ميل قسری رسيد به حدی كه كمتر از ميل طبيعت بود طبيعت غلبهپيدا میكند.
[٢] . طبيعت هميشه در حال كوشش برای برگرداندن حالت قسری به حالت اوّلی است. اين كه میگويند«القسر لايدوم» همين است؛ چون [قسر] امری است كه خود طبيعت بر ضد آن است. ميل طبيعی بهمبدأش متكی است كه قوه طبيعت باشد، ولی ميل قسری به هيچ مبدئی متكی نيست. آن كه متكی بهمبدأ خودش است دائما در حال فعاليت است كه [ميل قسری] را از بين ببرد ولی نيرويی كه بخواهدميل طبيعی را از بين ببرد (نظير قاسر اول) وجود ندارد. (ادامه اين بحث باشد برای بحث قسر.)
[٣] . همين برهان مورد بحث كه میگفت لازم میآيد شیء در آن نقطه ساكن بماند.