مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٧
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٤٦٧
رد برهان چهارم
جواب این برهان هم با توجه به حرفهای گذشته خیلی واضح است. اولا[١] : این
اشکال هم مبنی بر این است که ما همین قدر که میگوییم «سکون نیست» یعنی یک حرکت است، و حال آنکه ما گفتیم در عین اینکه سکون نیست دو حرکت است؛ مثل همان دو ]ضلع [است که بینشان فاصله وجود ندارد ولی دو خط هستند. اینجا هم میان دو حرکت فاصله وجود ندارد و سکونی متخلل نشده ، ولی دو حرکت است. وقتی دو حرکت باشد این اشکالات مطرح نمیشود.
ثانیا: این که میگویند «در شیء نمیتواند قوه خودش وجود داشته باشد» به این معناست که قوه قریب خودش نمیتواند وجود داشته باشد. مثلا بدنی که مستعد انسانیت بوده و بالفعل هم انسان شده است، دیگر نمیتواند انسان بالقوه باشد؛ چون الان انسان بالفعل شده. ولی همین ]بدن[ میتواند انسان بالقوه باشد بعد از مراحل دیگری؛ به این معنا که این انسان بمیرد، بعد این بدن متفرق شود و تبدیل شود به مواد اولیه معدنی، بعد تبدیل شود به گیاه، بعد تبدیل شود به حیوان، بعد حیوان یا همان خود گیاه تبدیل شود به بدن انسان و انسان دیگری بشود. پس قوه بعید هر شیئی میتواند در خودش وجود داشته باشد، بلکه کار عالم همیشه بر این است. یک گیاه قوه قریبش در خودش وجود ندارد ولی قوه بعیدش در خودش وجود دارد. چه مانعی دارد که این أبیض، حامل استعداد قریب اصفریت و بعید احمریت باشد و ابعد قتمه و ابعد من الابعد سواد باشد و باز ابعد از آن دوباره برگردد به همان قتمه و به حمره و به صفره و ابعد از همه اینها بازگردد به خود بیاض[٢] .
برهان بوعلی بر تخلل سکون
بعد از ذکر این ادله میگویند: اینها ادلهای بود که قدما ذکر کردهاند و همه آنها ادلهای سخیف بود، ولی بوعلی برهانی اقامه کرده است که مبتنی بر اصلی بوده که خود او ذکر کرده است. این ]اصل[ جزء حرفهای معروف و معدود بوعلی است که در کتابهای تاریخ فلسفه ذکر شده و نظریه خیلی جالبی است که هم از طرف فلاسفه
[١] . اين جواب را در اينجا به طور كامل ذكر نكردهاند.
[٢] . جوابی كه اينجا دادهاند، از نظر عبارت مشوش است، بعدا عبارت را میخوانيم تا اصلاح كنيد.