مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٦
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٤٦٦
در حرکت انتقالیاش در هر نقطهای از مدار که هست بعد از یک سال به همان نقطه باز میگردد. این را چه جواب میدهید؟
شما آنجا جواب دادید «این مبدأ و منتها وحدت نوعی دارند نه وحدت شخصی» اینجا هم همین جواب را بدهید و بگویید: بودنش در این زمان در نقطه مبدأ، با بودنش بعد از برگشتن در همان نقطه، دو «بودن» است. چه مانعی دارد که بودنش در زمان بعد، غایت باشد برای بودنش در زمان قبل[١] ؟!
اما جواب حلی: این اشکال مبنی بر این است که این دو حرکت یک حرکت باشد؛ وقتی که یک حرکت باشد این اشکال لازم میآید که «چطور ممکن است حرکت واحد مبدئش همان منتها باشد و همان نقطهای که شیء از آن فرار میکند مطلوبش باشد؟». ولی اگر گفتیم «اینها دو حرکت سر به هم داده متصل به یکدیگرند» اینجا دو مبدأ است و دو منتها؛ این حرکت تا آن نقطه اوج که میرسد مبدئش اینجاست و منتهایش آنجا، از آنجا وضعش تغییر میکند و مبدأ برایش میشود منتها و منتها برایش میشود مبدأ.
برهان چهارم
در برهان چهارمی که قدما اقامه کردهاند اشکال را در حرکات کیفی آوردهاند. مبنای این اشکال این است که آیا ممکن است شیئی استعداد خودش را داشته باشد یا نه؟ اگر شیئی امری را بالفعل دارد، دیگر استعداد همان امرِ بالفعل را نمیتواند داشته باشد، بلکه باید استعداد امر دیگری را داشته باشد. مثلا جسم أبیض، مستعد الأبیضیه نیست، یعنی لیس فیه قوة الأبیضیه، بلکه مثلا فیه قوة الأحمریه یا قوة الأسودیه. حال اگر شیئی از بیاض به سواد حرکت کند و بعد دوباره سواد به بیاض برگردد، چنانچه بین اینها سکون متخلل بشود، دو حرکت است و مانعی ندارد؛ در بیاض قوه سواد است و بعد در حرکت ثانوی در سواد قوه بیاض است. ولی اگر مجموع اینها یک حرکت باشد که از بیاض به سواد و از سواد به بیاض است، لازم میآید در بیاض قوه بیاض باشد؛ یعنی این أبیض حرکت میکند برای اینکه أبیض بشود.
[١] . البته در حركات مستديره توجيهات ديگری هم ذكر میشود كه آن توجيهات هم در اينجا هست.