مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٠
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٤٦٠
«آن» برای این شیء وجود داشته باشد: «آنِ مماسه» با یک حد و «آنِ مباینت»[١] از آن حد.
از طرف دیگر این مطلب در جای خودش ثابت شده است ـ و ما هم بارها ذکر کردهایم ـ که محال است دو امر آنیالوجود، متتالی باشند و در کنار یکدیگر قرار بگیرند (یعنی بینشان زمان فاصله نشود) همچنان که محال است دو «آن» در کنار یکدیگر فرض شود. به عبارت دیگر: همان طور که جزء لایتجزایی که متکلمین به آن قائلند محال است و همان طور که محال است در یک خط دو نقطه هندسی در کنار یکدیگر فرض کنید[٢] ، فرض دو «آنِ» متتالی نیز محال است. بنابراین به این دلیل که اگر شیئی به حدی برسد و بخواهد از آن حد جدا شود احتیاج به دو امر آنی داریم (یعنی مماسه و مباینه) و تتالی دو امر آنی هم محال است پس باید بین مماسه و مباینه، یک زمان و سکونی فاصله شود.
رد برهان اول
این برهان بسیار ضعیف است و ما دو ایراد به آن وارد میکنیم: یکی نقضی و دیگری حلی. ایراد نقضی چنین است: اگر این حرف درست باشد اختصاص به دو حرکتی که یکی رجوع دیگری است ندارد و لازم نیست ما آن حد نهایی را فرض کنیم، بلکه در همه حرکتها پیاده میشود. من این طور میگویم: این شیء که حرکت میکند و از اینجا میگذرد یک نقطهای در مسافت در نظر میگیرم و میپرسم «این شیء آیا به این نقطه وصول دارد یا نه؟» البته وصول دارد. آیا آنِ وصول و مماسهای وجود دارد یا نه؟ بله وجود دارد. آیا این شیء از این نقطه جدا میشود یا نه؟ بله جدا میشود. پس میگوییم: در اینجا هم، مماسهای هست و مباینهای، و مماسه و مباینه هر دو آنی هستند پس باید دو آنِ متتالی وجود داشته باشد و این محال است، پس همیشه باید سکون متخلل بشود. خلاصه، این حرف اختصاص به دو حرکتی که یکی
[١] . يعنی جدا شدن.
[٢] . نقطه به معنی نهايت خط است. در يك خط میتوان نقطهای فرض كرد كه حد مشترك دو قسمت ازاين خط باشد، اما نمیتوان دو نقطه در كنار يكديگر فرض كرد؛ چون نقطه نهايت خط است و اگرفرض اين است كه تمام خط به يكديگر متصل است ديگر نمیشود دو نقطه در كنار يكديگر حتیاعتبار و فرض كرد.