مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٢
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٤١٢
رد مرحوم آخوند بر اشکال و جواب آن
مرحوم آخوند میفرمایند: نه اشکال درست است و نه جواب اشکال. اما اشکال از اصل درست نیست چون در باب حرکت مکررا گفتهایم که معنای حرکت موجود شدن و منعدم شدن به معنای گسستگی و انفصال نیست؛ یعنی اینگونه نیست که در «حرکت» چیزی موجود بشود و بعد من رأسٍ معدوم بشود و از نو چیز دیگری به وجود بیاید که هیچ ارتباطی به آن موجود اول ندارد. اگر «حرکت» یک سلسله گسستگیها به صورت اکوان در کنار یکدیگر باشد هر حرکتی عبارت میشود از مجموع سکونات در آنات در نقاط مختلف، در حالی که «حرکت» یک واحد است؛ اگر وجهه توسطی حرکت را در نظر بگیریم «حرکت» یک واحد بسیط مستمر است، و اگر وجهه قطعیاش را در نظر بگیریم «حرکت» یک حقیقت تدریجیالوجود ممتد است و به هر حال واحد است. اینکه میگوییم «در هر حرکتی وجود و عدم هست» نه به معنای این است که شیئی معدوم میشود و شیء دیگری به جای آن مینشیند، بلکه به این معناست که مرتبهای از یک حقیقتْ موجود میشود و مرتبه قبلش معدوم میشود. وقتی میگوییم «مرتبه» یعنی ]این مراتب [مجموعا یک واحد را تشکیل میدهند.
بنابراین سخن گفتن از وحدت شخصی حرکت سخنی بجاست. اگر حرکت را به نحو توسطی بپذیریم یک واحد بسیط مستمر است، و اگر آن را امری ممتد در نظر بگیریم وحدت امتدادی و اتصالی مساوی با وحدت شخصی است. پس این حرف که «حرکت وحدت شخصی ندارد» حرف صحیحی نیست.
و اما تشبیه «حرکت» به خانه یا بدن حیوان، این هم غلط است و تازه خود این دو مثال هم حکم واحد ندارند. وحدت «خانه» وحدت واقعی و شخصی نیست بلکه وحدت صناعی و اعتباری است. یک خانه از مجموع آجرها، خاکها، گچها، سیمانها، شیشهها، چوبها، آهنها و... به وجود آمده. در اینجا یک واحد واقعی به وجود نیامده، بلکه مجموع واحدهایی است که با یکدیگر ارتباط عرضی پیدا کردهاند. «خانه» مجموع واحدهای متعددی است که یک ماده شیمیایی آنها را به هم چسبانده است. فرض کنید بدن هزار انسان را با یک ماده شیمیایی به یکدیگر بچسبانند به طوری که نتوانند تکان بخورند، آیا اینها وحدت پیدا میکنند؟ نه. پس این وحدت، وحدت شخصی و واقعی نیست، بلکه وحدت اعتباری است و در