مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٦
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٤٠٦
باب حرکت هم همین طور است. حرکت هم احتیاج به موضوع دارد[١] . اگر موضوع
حرکت، واحد شخصی باشد و زمانش را هم زمان واحد در نظر بگیریم این حرکتْ شخص واحد است. مثلا این جسم از این نقطه حرکت کرده است به طرف نقطهای دیگر. چون این جسمْ شخص واحد است و در زمان واحد که بینش سکون متخلل نشده حرکت کرده است، این حرکت شخص واحدی از حرکت است. اما اگر در آنِ واحد دو جسم شروع به حرکت کنند، یا اینکه یک جسم حرکت کند ولی در بین ]حرکت[ سکون متخلل شود، حرکت متعدد است؛ چون در فرض اول موضوع حرکت متعدد است و در فرض دوم زمان حرکت.
برای تشخص حرکت، تشخص «مسافت» هم لازم است
آیا در باب تشخص حرکت، تنها تشخص موضوع و زمان کافی است؟ در جواب میگوییم: در باب تشخص اعراض تشخص موضوع و زمان کافی است ولی در باب حرکت، گاهی ـبلکه هیچگاه ـ تشخص موضوع و زمان کفایت نمیکند و باید امر دیگری را هم در نظر بگیریم و این خودش دلیل بر عرض نبودن حرکت است. آن امر دیگر «مسافت» است. مقصود از «مسافت» آن مقولهای است که حرکت در آن صورت میگیرد. مثلا جسم معین که در زمان معین حرکت أینی (یعنی حرکت انتقالی) میکند ممکن است در همان حالِ حرکت انتقالی حرکت وضعی هم داشته باشد. در اینجا با اینکه موضوع و زمانْ واحد است، ولی دو حرکت موجود است و حال آنکه جسم واحد در زمان واحد دو عرض نمیپذیرد. علتْ این است که حرکت واقعا از اعراض نیست.
البته اینکه میگوییم «جسم واحد در زمان واحد دو عرض نمیپذیرد» مقصودمان «دو عرض از نوع واحد است»؛ چون این مطلب در اجناس و بالخصوص اجناس بعیده صادق نیست. لذا اگر از شیخ اشراق بپرسید «چگونه جسم واحد در زمان واحد دو حرکت پذیرفته؟» میگوید: چون «حرکت» جنس بعید است و اگر جنس قریب و یا نوع میبود همان تشخص موضوع و زمان برای تشخصش کافی بود. مانعی ندارد که موضوع واحد در زمان واحد دو نوع از جنس بعید را داشته
[١] . قبلا اين را بحث كردهايم.