مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٧
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٣٩٧
صندلی به صندلی دیگری نقل مکان بدهیم، ولی تا وقتی که روی صندلی اتومبیل هستیم ساکن هستیم گرچه اتومبیل در حال حرکت باشد. اینها میگویند: وقتی که ]یک مجموعه[ حرکت میکند اگر جزئی از ]این مجموعه[ در داخل آن، ساکن باشد نسبت حرکت به این جزء، بالمجاز است. وقتی سفینه حرکت میکند جالس سفینه ساکن است و اگر حرکت را به او نسبت بدهیم نوعی مجاز است. معمولا در کتابها وقتی این مثال را ذکر میکنند از آن تعبیر به «واسطه در عروض» میکنند و میگویند حرکت جالس سفینه به عرضِ حرکت سفینه به او نسبت داده میشود. «به عرض» یعنی به نوعی مجاز؛ یعنی او واقعا حرکت نمیکند ولی حرکت محلش را به خود او نسبت میدهیم.
اما نظر دیگر میگوید: این حرکتْ واسطه در عروض نیست بلکه واسطه در ثبوت است و همان طور که سفینه حرکت میکند جالس سفینه هم واقعا به نوعی حرکت میکند. جالس سفینه ساکن است از جهتی و واقعا متحرک است از جهتی دیگر. بنا براین نظر، ما الان به تبع زمین انواعی از حرکات را داریم؛ زمین حرکت وضعی میکند، ما هم به تبع زمین حرکت وضعی داریم؛ زمین حرکت انتقالی دارد، ما هم به تبع زمین حرکت انتقالی داریم، زمین به دور خورشید میچرخد و خورشید با منظومه خودش حرکت میکند، ما هم همان حرکت را داریم؛ یعنی ما واقعا این حرکات را داریم نه اینکه حرکت ما منحصر است به این که محیط خودمان را تغییر بدهیم و اگر سایر حرکات را به ما نسبت بدهند نسبت مجازی است.
این دو نظر مختلف که در اینجا هست بیشتر از آنجا سرچشمه میگیرد که ما «مکان» را چگونه تعریف کنیم. «حرکت انتقالی» یعنی حرکت مکانی. اگر «مکان» عبارت باشد از فضای مجردِ از اجسام ـ آن طور که اشراقیون میگویند ـ یعنی اگر غیر از این اجسام چیزی وجود داشته باشد به نام «فضا» که این اجسام در آن شناورند، ما به عدد حرکتهایی که زمین و خورشید دارند حرکت داریم[١] ؛ چون بالاخره همه این حرکتها سبب میشود که این نقطه از فضا که من آن را اشغال کردهام عوض بشود و تبدیل به نقطهای دیگر بشود.
[١] . اگر خورشيد هم با همه منظومهاش تابع مركز ديگری باشد كه آن مركز هم حركت میكند، ما آنحركت را هم داريم.