مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٠
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٣٩٠
در حقیقت سکون
جلسه هشتاد و سوم
بسم الله الرحمن الرحیم
بحث ما در فصل سوم درباره دو مطلب بود: یکی راجع به این که «تقابل حرکت و سکون چه نوع تقابلی است؟» و دیگری درباره این که «آیا ممکن است جسمی[١]
وجود داشته باشد که نه متحرک باشد و نه ساکن؟».
مفهوم سکون
راجع به مطلب اول گفته شد در وقتی که شیء ساکن است دو معنی در مورد آن صادق است: یکی این که یک حصول استمراری در یک مقوله برای شیء وجود دارد؛ مثلا اگر شیئی از نظر «أین» ساکن است معنایش این است که این شیء دارای یک أین استمراری است، یا اگر شیئی از نظر «کمّ» ساکن است به این معناست که دارای یک کمّ مستمر است. معنا و مفهوم دومی که در مورد شیء ساکن صدق میکند «عدم حرکت» است؛ یعنی عدم همان حرکتی که برای شیء فرض میشود. گفتیم سؤال این است: «آیا «سکون» بر معنای اول اطلاق میشود یا بر معنای دوم؟».
[١] . اين بحث در مورد جسم است نه غير جسم.