مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٥
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٣٦٥
شکی نیست که میان قوه و فعل تنافی هست، ولی میان این دو، تضاد اصطلاحی نیست[١] .
بنابراین مبدأ حرکتْ قوه است و منتهای حرکتْ فعلیت و میان قوه و فعلیت هم همیشه تنافی است گو اینکه اصطلاح تضاد اینجا صادق نیست[٢] .
مطابق این بیان، اشکالی حل میشود و اشکال جدیدی به وجود میآید. اشکالی که حل میشود همان است که میگفت «در حرکت مستدیره و حرکت وضعیه (بالخصوص حرکت وضعیه دائم و حرکت مستدیره دائم) مبدأ و منتها وجود ندارد». جواب این است: بله مبدأ به معنای این که حرکت از یک حالت ساکن شروع شده باشد، در این حرکات وجود ندارد، ولی مبدأ به معنای قوه وجود دارد؛ در اینجا دائما خروج از قوه به فعلیت است. در این جهت که حرکتْ خروجِ من القوة الی الفعل است و مبدئش قوه است و نهایتش فعلیت، هیچ فرقی میان حرکت مستقیمه أینیه و حرکت مستدیره أینیه و همچنین حرکت وضعیه نیست.
و اما اشکال جدیدی که به وجود میآید این است: بنا بر این که حرکتْ خروج شیء از قوه به فعل باشد، دیگر دو حرکت متضاد وجود ندارد؛ چون خروج از قوه به فعلیت وجود دارد ولی خروج از فعلیت به قوه وجود ندارد. اگر همان طور که حرکتِ از قوه به فعلیت داریم حرکتِ از فعلیت به قوه هم داشتیم میتوانستیم بگوییم که دو حرکت متضاد داریم و آنچه که مبدأ این حرکت است منتهای آن حرکت است و آنچه که مبدأ آن است منتهای این است[٣] .
جواب از اشکال علامه طباطبایی
این مطلبی بود که آقای طباطبایی در حاشیه فرمودهاند. به ایشان باید این طور جواب داد که این آقایان هم به این نکته که مبدأ حرکت، قوه است و نهایتش فعلیت، توجه دارند و مورد قبولشان است، ولی بحث آقایان سر این است که «چه حرکتهایی
[١] . ما اضافه میكنيم: اين تنافی اشبه به تنافی عدم و ملكه است؛ چون قوه همان عدمالفعليـة عما مـنشأنه انيكون بالفعل است.
[٢] . خود مرحوم آخوند هم در بعضی جاهای ديگر میگويد: مبدأ حركت، قوه است و منتهايش فعليت.
[٣] . با مسأله «تنقص» سخن ما را نقض نكنيد و نگوييد همان طور كه «اشتداد» داريم «تنقص» هم داريم؛چون قبلا گفتهايم كه در واقع «تنقص» حركت نيست.