مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٠
مجـموعه آثار اسـتاد شهيد مطـهری، جلد ١٢، ص ٣٤٠
کلمات علمای اسلامی آمده است ریشهاش چیست، و همچنین چرا «حکمت اشراق» را به این نام نامیدهاند. الان تقریبا برای ما امر مسلمی است که «اشراق» در «حکمت اشراق» به معنی الهام است، در صورتی که در اینجا هم این احتمال هست که «اشراق» صرفا معنی الهام نداشته باشد و معنی دیگری داشته باشد. اصطلاح «حکمت اشراقی» در مقابل «حکمت مشائی» اصطلاح مستحدثی است[١] . در اصطلاحِ از زمان شیخ اشراق به بعد «حکمت اشراق» یعنی حکمتی که جنبه افلاطونی و جنبه معنوی دارد، در مقابل «حکمت مشّاء» که جنبه ارسطویی دارد. این اصطلاح فعلا خیلی رایج و مسلم شده، در صورتی که اصلا اصطلاح «حکمت اشراق» اصطلاح مستحدثی است؛ یعنی مثلا در کلمات بوعلی اصلا چنین اصطلاحی وجود ندارد، اصطلاح «رواقیون» هست ولی اصطلاح «اشراقیون» نیست. بعد از بوعلی هم این اصطلاح نبوده است. کربَن ادعا کرده است که اولین کسی که کلمه «اشراق» را در کلمات خودش آورده، مردی بوده به نام ابنالوحشیه. تقیزاده ادعا میکند که اصلا ابنالوحشیه شخصیت مجعولی است و چنین انسانی در دنیا وجود نداشته و هر چیزی هم که به نام ابنالوحشیه در دنیا پخش شده، از مجعولات شعوبیهاست و این مطلب که حکمتی بوده به نام «حکمت اشراق» از مجعولاتی است که به نام ابنالوحشیه ساختهاند و این حرفهایی هم که شیخ اشراق میگوید که «حکمت اشراق یک حکمت باستانی در یونان بوده» هیچ ریشهای ندارد.
غرض این است که حتی اینکه چرا «حکمت اشراق» را «حکمت اشراق» گفتهاند، خیلی روشن نیست. البته از زمان شیخ اشراق به بعد تا اندازهای این اصطلاح، اصطلاح دیگری شده است. از همه اینها بالاتر اینکه هنوز برای من ثابت نشده و مجهول است که آیا افلاطون این مسلک اشراقی را به این معنا که الان ما اطلاق میکنیم داشته است؟ مورخین فلسفه از قدیم و جدید (مثلا شهرستانی در ملل و نحل) نه اسمی از «حکمت اشراق» بردهاند و نه اصلا به افلاطون نسبت حکمت اشراقی به این معنا میدهند. در آثار افلاطون هم هرچه مطالعه کنید چیزی که بوی
[١] . من اين مطلب را در جزوه «كليات فلسفه» هم گفتهام. [رجوع شود به كتاب كليات علوم اسلامی،جلد اول.]